انفاق یعنی عبور از نفس و خواستههاى آن
20افراد كه میدانند شما منتسب هستید، افراد كه میدانند شما وابسته هستید، افراد كه میدانند شما با اینجا سر و سرّی دارید، آنها نسبت به این قضیه چه نوع حكم میكنند؟ و آنها نسبت به این مطلب چه قضاوتی میكنند؟ نمیگویند اینها همه، دستوراتی است كه از آقایشان میگیرند؟ نمیگویند كه اینها همه، كیفیت و كاری است كه دارند از او میگیرند؟ اینطور نیست؟ و این را باید پاسخگو باشند.
آنهایی كه میخواهند به هر كیفیتی و هر زبانی و هر اطواری و هر فعلی را، هر عملی و به هر ذیای خارج بشوند و به عبارت دیگر، خود را به لاابالیگری بزنند و از باب لاابالیگری ادای اهل مراقبه را درآورند و بواسطه عدم اعتناء به ارزشها و به ملاكها و به صفات، خود را در زمره مخالفین و مبارزین با نفس امّاره بخواهند جلوه بدهند، اینها نسبت به این مسئله غافلند كه خدای متعال برای این مطلب راههای دیگری را قرار داده چرا از زیر آن راهها داری در میروی؟ اگر راست میگویی آن راههای صحیح را برای پیمودن این راه انتخاب كن و برای عبور از نفس به راههای صحیحی كه خود آنها آمدند و تذكر دادند بپرداز نه به لاابالیگری و بی بندوباری و شلخته بازی و به هركیفیت و به هر وضعیت درآمدن، اینها چیزهایی است كه خطر از اینطرف توجّه میكند، آن اعتمادی كه افراد دارند بواسطه این كارها سلب میشود، آن نظراتی كه دیگران دارند بواسطه این كارها از بین میرود، آن روزنههایی كه در نفوس وجود دارد بواسطه این كارها بسته میشود و آن راههایی كه در قلب وجود دارد بواسطه این كارها همه مسدود میشود و همه عواقبش متوجه همین افرادی است كه اینها بی توجّه بهارزشها و ملاكات، خود را بصورت ناشایست در اجتماع جلوه میدهند. هر شخصی یك ذیای دارد، هر شخصی یك حسابی دارد، مؤمن متانت باید داشته باشد، مؤمن باید كرامت داشته باشد، مؤمن باید عزیز باشد، من یك عملی را انجام بدهم كه یهود و نصاری بگویند این هم از مسلمانها! این درست است؟ من یك عملی را انجام بدهم بی توجّه به هیچ ارزشی، بی توجّه به هیچ معیاری، آن وقت مردم یهود و نصاری و یا سایر فِرَق بگویند این هم كارهای اینها! صحیح است؟

