اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انفاق یعنی عبور از نفس و خواسته‏‌هاى آن‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

عبور از نفس و خواسته‌هاي آن شرح فقره: فاذا لم یر العبد لنفسه فیما خوله اللَه تعلی ملکا هان علیه الانفاق فیما امره اللَه تعالی ان ینفق فیه 1 راه وصول به معرفةاللَه وكنار زدن حجاب‌هاي غفلت به واسطه عبور از نفس مي‌باشد 2 نفس يعني استقلال و خود ديدن و مسائل نفساني به مسائلي گفته مي‌شود كه اشخاص آنها را در محدوده خود بيانديشند و ديگران را در آن حريم وارد نكنند. 3 بيان سخنان مرحوم علّامه طهراني در ذيل سخنان دكتر منوچهر لاري 4 رشد و تعالي يك جامعه مبتني بر تضعيف مسائل نفساني آن جامعه و حاكميت رعايت مصالح كلي بر نظام آن جامعه مي‌باشد. 5 نقشه خليفه ثاني در جريان شوراي خلافت به نحوي بود كه در هيچ صورت خلافت به اميرالمؤمنين عليه السلام نرسد 6 اعتراف و اقرار عمر بر عجز خويش و برتري و فضیلت اميرالمؤمنين عليه السلام: لولا عليٌّ لَهَلك عمر، لا اَبقاني اللَه بعدك يا ابالحسن 7 توضيحي راجع به سخن امام سجاد عليه السلام: والذين هم بالبدار اليك يُسارعون 8 ذكر حكايتي از عملكرد رئيس جمهور سابق امريكا و يكي از فرماندهان معروف ارتش امريكا در پايان جنگ جهاني دوم 9 بررسي ديدگاه و نظر گروه ملامتيّه در كيفيت از بين بردن استقلال نفسي 10 تمرّد و سرپيچي يكي از شاگردان مرحوم علّامه طهراني از اطاعت كردن دستورات ايشان و عمل كردن بر اساس رأي و نظر خويش

انفاق یعنی عبور از نفس و خواسته‏‌هاى آن‏

4
  • صورت اوّل اینكه؛ منظور ایشان این است كه خداوند ما را بهبودی بخشید برای اینكه ما بالاخره فردی هستیم از افراد و خداوند بواسطه ما كه وسیله ای هستیم، می‌خواهد عدّه ای را مورد عنایت خودش قرار بدهد علی كلّ حال پزشك مرضی را مداوا می‌كند، در آن محدوده ای كه سعه و ظرفیت او و امكانات به او اجازه می‌دهند نه بطور مطلق و الّا اگر قرار باشد كه این مسئله به نحو مطلق باشد خب دیگر كسی نمی‌میرد، كار عزرائیل هم كه كساد می‌شود، جناب عزرائیل هم كه فوت و فنّ خودش را به هر كسی یاد نمی‌دهد و همه ما در یك محدوده ای هستیم سر وقتش كه بیاید بله؛ چون قضا آید طبیب ابله شود. وقتی كه قضا و قدر الهی می‌آید دیگر تمام علل و اسباب همه از كار می‌افتند و همه در وادی استیصال و درماندگی قرار می‌گیرند چون قضای الهی آمده و این واسطه‌دیگر وساطت خود را از دست داده است.

  • لذا كسی نیامده تا بحال در قبال حضرت عزرائیل قد علم كند، هر كسی، هر شخصی، عالم باشد، فقیه باشد، پزشك باشد، مهندس باشد، صاحب حرفه باشد، تاجر باشد، هر كه می‌خواهد باشد وقتی كه مسئله به جناب عزرائیل بر می‌خورد همه دستها می‌رود بالا و همه تسلیم می‌شوند زیرا دیگر در آن موقع دست بالایی هست و آن دست بالا را دیگر كسی نمی‌تواند به آن برسد ها! باید به فكر آن موقع باشیم! علی كلِّ حال. ایشان فرمودند كه این مطلبی را كه ایشان می‌گویند یا به این عنوانی كه من یكی از واسطه‌ها هستم و خداوند می‌خواهد بواسطه من یك عده ای را خب شفا بدهد این یك صورت مسئله.

  • صورت دوّم قضیه اینست كه نه! اگر من از دست بروم ضایعه ای بوجود می‌آید، اگر من از دست بروم كارها ممكن است لنگ بماند، اگر من از دست بروم بسیاری از بیماران ممكن است به هلاكت بیافتند، اگر من از دست بروم چه خواهد شد؟! خدا به این واسطه خواسته مرا نگه دارد و مرا حفظ كند تا اینكه مثلًا حالا به تعبیر ما نظامش به هم نریزد! خلاصه مخلو قاتش به یك نوایی برسند، مخلو قاتش در مانده نشوند.