
انفاق یعنی عبور از نفس و خواستههاى آن
عبور از نفس و خواستههاي آن شرح فقره: فاذا لم یر العبد لنفسه فیما خوله اللَه تعلی ملکا هان علیه الانفاق فیما امره اللَه تعالی ان ینفق فیه 1 راه وصول به معرفةاللَه وكنار زدن حجابهاي غفلت به واسطه عبور از نفس ميباشد 2 نفس يعني استقلال و خود ديدن و مسائل نفساني به مسائلي گفته ميشود كه اشخاص آنها را در محدوده خود بيانديشند و ديگران را در آن حريم وارد نكنند. 3 بيان سخنان مرحوم علّامه طهراني در ذيل سخنان دكتر منوچهر لاري 4 رشد و تعالي يك جامعه مبتني بر تضعيف مسائل نفساني آن جامعه و حاكميت رعايت مصالح كلي بر نظام آن جامعه ميباشد. 5 نقشه خليفه ثاني در جريان شوراي خلافت به نحوي بود كه در هيچ صورت خلافت به اميرالمؤمنين عليه السلام نرسد 6 اعتراف و اقرار عمر بر عجز خويش و برتري و فضیلت اميرالمؤمنين عليه السلام: لولا عليٌّ لَهَلك عمر، لا اَبقاني اللَه بعدك يا ابالحسن 7 توضيحي راجع به سخن امام سجاد عليه السلام: والذين هم بالبدار اليك يُسارعون 8 ذكر حكايتي از عملكرد رئيس جمهور سابق امريكا و يكي از فرماندهان معروف ارتش امريكا در پايان جنگ جهاني دوم 9 بررسي ديدگاه و نظر گروه ملامتيّه در كيفيت از بين بردن استقلال نفسي 10 تمرّد و سرپيچي يكي از شاگردان مرحوم علّامه طهراني از اطاعت كردن دستورات ايشان و عمل كردن بر اساس رأي و نظر خويش
انفاق یعنی عبور از نفس و خواستههاى آن
5بعد ایشان فرمودند: اگر آن وجهه و آن نظر، مورد نظر است، آن درست است. اگر این دوّمی مورد نظر است این غلط و باطل است، یك مطلب است و یك عمل در خارج انجام گرفته است ولی این عمل ممكن است دو وجهه داشته باشد و به دو نظر به آن عمل توجّه بشود. این مسائل نفس، مسائلی است كه از ابتدای خلقت آدم تابحال و بعداً هم همچنین خواهد بود.
تمام گرفتاری هایی كه برای بشر بوجود آمده چه گرفتاریهای اجتماعی وچه گرفتاریهای فردی و شخصی، چه هلاكتهای اجتماعی، چه هلاكتهای شخصی همه بواسطه این مسئله نفس است. این كه اینقدر بزرگان تأكید كردند، پیامبران تأكید كردند، اولیاء تأكید كردند بر عبور از نفس، این بخاطر اینست كه این مسئله به عنوان امّ الامراض و مرض اصلی كه اگر شخص مبتلا به این جهت باشد هزار و یك زینت هم داشته باشد به هیچ نمیارزد، یك مثقال نمیارزد و ضرری كه برای این فرد، این قضیه بوجود میآورد، از ضرر آن كسی كه هزار و یك زینت را ندارد و بلكه در این مسئله یك قدری خفیف تر است بیشتر خواهد شد.
خیلی این مسئله، مسئله عجیبی است. همه هم بر این مطلب آمده اند و تأكید كردند. یك سالك در اتّجاه با كارهای خود باید چه مطلبی را در نظر بگیرد؟ چه نحوه باید فكر كند؟ البته این مسئله در راستای یك تربیت كلّی مطرح هست ها! حالا چه اینكه آن شخص سالك باشد یا سالك نباشد.
جامعه ای كه میخواهد این جامعه به رشد برسد باید مسائل نفسانی آن جامعه ضعیف باشد باید رعایت مصالح كلّی بر نظام آن جامعه حاكم باشد و این جا خیلی قضایا دیگر به هم میریزد خیلی از مسائل جامعه شناسی دیگر به هم میخورد، مسائل علم الاجتماع دیگر تغییرات كلّی پیدا میكند، فلسفه احكام و فلسفه فقه و فلسفه حكومتی بخصوص در اینجا از زیر بنا و بنیادین به هم میریزد.
