اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

راه وصول به معرفت :‌ عبور از نفس و خواسته‏‌هاى آن‏

14524
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

راه وصول به معرفت :‌ عبور از نفس و خواسته‏‌هاى آن‏

11
  • اما اگر شخصی برای رضای الهی باشد این مسئله عزّت را همیشه در نظر دارد، نه اینكه امروز یك حرف بزند و فردا حرفش را پس بگیرد، امروز یك چیزی بگوید و فردا یك چیز دیگر، امروز این مصلحت اقتضا می‌كند فردا آن مصلحت اقتضا می‌كند، نه. وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ‌ همان عزّت می‌آید و سرایت می‌كند و به مؤمنین می‌رسد، مؤمنین هم عزیزند به عزّت الهی نه به عزّت شخصیتی خودشان، نه! كه آن عزّت الهی است. این موهبتی است كه خدای متعال آن را به همه تك‌تك افراد ما عنایت كرده و باید از آن پاسداری كنیم. باید از الان، دیر شده از الان دیگر مواظب باشیم و او را حفظ كنیم و بدانیم كه ما فقط برای خودمان نیستیم ها! یك طرف قضیه او است. روز قیامت خدا می‌آید و سؤال می‌كند؛ آن عزتی كه من به تو دادم ... واقعاً من گاهی اوقات فكر می‌كنم مو بر بدنم راست می‌شود، جداً وقتی‌كه به این مسئله فكر می‌كنم كه من در ارتباط با افراد فقط در حیطه خود نیستم و من نمی‌توانم فقط سخنگوی خودم باشم و من نمی‌توانم فقط از خودم بگویم و من نمی‌توانم. نه! بخواهم یا نخواهم مسئله از حیطه شخصیتی من فرا رفته، مسائل به كسان دیگر مربوط است.

  • در جلسه قبل عرض كردم كه یكی از مهم‌ترین آفات خودسازی سرخود و بدون توجه به ملاكات چه‌بود؟ اگر رفقا یادشان باشد! سؤال كنم؟! چند مسئله را من در آنجا عرض كردم؛ یكی این بود كه در این مورد عكس‌العمل منفی اجتماعی كه این‌گونه افراد به‌وجود می‌آورند نسبت به او و آثار سوئی كه این‌گونه تربیت در اجتماع به‌وجود می‌آورد این طرز تربیت یك همچنین آثاری را دارد. یعنی آثار سوئی كه به واسطه اعمال سرخود، انسان ممكن است برای عبور از این مرتبه، این آثار را از خود به‌وجود بیاورد اگر قرار باشد سرخود باشیم. ولی انسان می‌تواند به نحو معتدل و به نحو متعارف مثال‌هایی را هم زدم همین مطلب را كم‌كم كم‌كم در خودش به‌وجود بیاورد و مثال هم زدم یادتان هست كه چه مثالی زدم؟ گفتم مرحوم آقا دأبشان این بود گاهی اوقات به یك فرد كه برای خودش حساب و كتاب و چیزی داشت می‌گفتند: بلند شو موقع مغرب جلوی صد نفر، دویست نفر اذان بگو. این برای خانواده‌اش هم تا حالا اذان نگفته حالا مثلًا می‌گفتند بلند شو اذان بگو. خیلی مسئله برایش مشكل بود ولی می‌بایست می‌گفت و اینها. دفعه دوم راحت‌تر و دفعه سوم راحت‌تر این مطلب را رد می‌كرد. آن مشكلش همان دفعه اول است. هیچ مسئله خلافی هم نیست، هیچ مسئله مهمی هم نیست. اذان گفتن بهترین چیز و بهترین عبادت، یكی از شعائر دینی است و خود بزرگان و خود ائمه همه اذان می‌گفتند. صبح اذان می‌گفتند ظهر می‌گفتند. خود مرحوم آقا تا آخر زمان حیاتشان همیشه طلوع فجرها اذان می‌گفتند. تمام محله و همسایه‌های ایشان هنوز صدای اذان ایشان در صبح را به یاد دارند. این یكی از مسائل است كه بایستی نسبت به این مسئله توجه بشود.