حقیقت مصیبت و فلسفه وجود آن
12من این مطلب را بارها از مرحوم آقا شنیدم خودم جایی ندیدم از ایشان نقل میكنم كه ایشان میفرمودند: مرحوم شهید اوّل شبها كه بلند میشد برای نمازشب خیلی مناجات و حال بسیار خوبی داشت و بیداری مرحوم شهید اوّل ساعتها طول میكشید. یك شب خوابش میبرد و در خواب میبیند كه خدا به او حورالعینی داده و بساطی است و بهشتی است و قصر و یك حورالعینی آمده و در كنار او نشسته و قشنگ مشغول صحبت حورالعین هم كه بله! دیگر خیلی مسائل، شمّهاش را برای رفقا عرض كردیم و شاید خودشان هم بهتر از ما بدانند! این قضیه باعث میشود كه او را خواب بگیرد و نمازشب آن شب فوت بشود، وقتی كه بلند میشود میبیند اذان صبح است و طلوع فجر است.
عبارت مرحوم آقا این بود: آنقدر این قضیه بر او ناگوار آمد كه همانجا حال او تغییر كرده و مشغول گریه شده و به خدا شكایت كرده كه من چه كردم كه در یك همچنین شبی باید فیض نمازشب را تو از من بگیری به مصاحبت با حورالعین؟! و مصیبت نامهای دارد:
عَظُمَت مُصیبَة عَبدِكَ المسكین *** فی نَومِهِ عن مَهرِ حوُرُالعین چقدر این مصیبت بنده مسكین تو عظیم است كه تو او را در خواب و مصاحبت با حورالعین، بر قرب و انس با خودت ترجیح دادی و عوض كردی و آن انس با تو را از او گرفتی.
الاولیاءُ تمتّعوا بِكَ فی الدُّجی *** بتهجّد وتَخَشُّعٍ و هَنینِ فَطرَدتَنی عن قَرع بابِكَ دوُنَهُم *** أَتَری لِعَظمِ جَرائِمی سَبَقُونی؟1 تو مرا از كوبیدن باب تو و در خودت محروم كردی.
واقعاً عجیب است! ببینید، دیدگاه یك شخص عارف و یك شخصی كه ناسك است و میخواهد به خدا تقرّب پیدا كند مصیبت را در چه میبیند! مصیبت را در چه میبیند! حالا اگر ما همچنین خوابی دیده باشیم تا سه سال دیگر هم فراموش نمیكنیمها! دائماً باز بهدنبال بقیهاش میگردیم! ولی او بلند میشود و مصیبت نامه مینویسد و إنشا میكند:
- الدروس الشرعية، ج ١، ص ٤٤.

