حقیقت مصیبت و فلسفه وجود آن
13فَطرَدتَنی عن قَرع بابِكَ دوُنَهُم؛ تو مرا از زدن باب خودت محروم كردی و آنها را راه دادی. أَتَری لِعَظمِ جَرائِمی سَبَقُونی؟ آیا اینطور بوده كه بهخاطر جرائمی كه من مرتكب شدم همانها آمدند و از من سبقت گرفتند؟
این مسئله مصیبت مسئلهای است كه در دیدگاهها متفاوت است. حالا چرا این مسئله پیش میآید؟ نظام عالم، نظامی است كه بر اساس یك جریانی كه خدای متعال تقدیر كرده است این نظام پیش میرود. خواهی نخواهی این دگرگونیها در این نظام وجود دارد، این مسئله است. اگر انسان متوجّه این قضیه باشد مسائلی كه برای او پیش میآید آن مسائل را در تصحیح افكار و در تصحیح عمل خود بكار میگیرد، اگر متوجّه نباشد به راه دیگری میرود.
مسائل و مصائبی كه برای انسان هست اینها در راستای تكاملی انسان قرار دارد؛ یعنی، چه برای مشرك و چه برای مؤمن از آنجاییكه هدف خلقت ازانسان تكامل اوست، تقدیر پروردگار و مشیت پروردگار بر این است كه این قضایا و مسائل را در راستای قطع تعلّقات و قطع علائق برای او پیش بیاورد. برای چه كسی؟ برای كسانی كه بتوانند استفاده كنند، حتّی برای مشرك، حتّی مشركین و حتّی مخالفین در طول زندگی خود به مواردی از تنبّهات و از تذكّرات و ناگواریهایی كه این ناگواریها بتواند آنها را به راه بیاورد و بتواند موضع آنها را تغییر دهد این مطالب برای آنها هست.
در آیه شریفه قرآن داریم: يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ الروم، ٧ این مردم عادی فقط ظاهر حیات دنیا را میدانند، فقط علل و ارتباطات عادی و ظاهری را میدانند ولی از آخرت و آنچه كه در پس این پرده است غفلت دارند. یعنی از پشت پرده آنچه كه میگذرد، آنچه كه این قضیه برای تحقّق آن مسئله است از او غفلت میكنند اگر بدانند غفلت نمیكنند.
یك وقت یكی از بستگان ما فردی بود كه در دنیا كارهای او صحیح نبود كارهای خلاف انجام میداد و عدّه بسیاری مشمول كارهای خلاف او و متألم از اعمال زشت و قبیح او بودند، شاید كمتر كسی بود كه اسم او را به نیكی ببرد و كمتر شخصی بود كه از او به خوبی و خوشی یاد كند این فرد در یك قضیهای فوت میكند و به رحمت خدا میرود. من یادم هست وقتی كه مرحوم آقا داشتند به مادر او تسلیت میگفتند بنده هم در آن اتاق بودم به او این مطلب را گفتند: فلانی آیا شما به عنوان مادر رضایت میدهید كه اگر فرزند شما باقی بود هی بر گناهان او افزوده میشد و هی بار او سنگینتر میشد؟ این اگر بود همین بود، خوب الآن خدا به او لطف كرده و از این دنیا رفته و دیگر بار او كمتر است. یعنی مسئله جدّی است.

