حقیقت مصیبت و فلسفه وجود آن
14حالا إنشاءاللَه خدا به شما صبر بدهد و إنشاءاللَه بر درجات او اضافه كند، از این حرفها نیست! شخصگناهكار است و اگر بماند بارش سنگینتر میشود، خدا او را برد تا اینكه بارش كمتر بشود، این خودش هم یك تسلیت است، این خودش هم یك تعزیت است، این واقعیت است. وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ الروم، ٧ آن مادری كه الآن دارد دل میسوزاند و بر فراق این گریه میكند این از آخرت غافل است، این نمیداند كه هر روزی كه بر زندگی این فرزند بگذرد آخرت او هی دارد خراب میشود، بار آنطرف او دارد هی سنگینتر میشود.
اینجاست كه دیدگاهها كمكم تغییر میكند. از اینجا ما میخواهیم به آن نكته دوّم بپردازیم كه فلسفه و علّت مصائبی كه پروردگار بهوجود میآورد چیست؟ چرا باید در این دنیا مصیبت باشد؟ چرا باید در این دنیا تنگناهایی وجود داشته باشد؟ چرا باید در این دنیا مرگومیرهایی باشد؟ چرا باید در این دنیا وجود امراض و ناراحتیهای روانی و فشارهای جانبی باشد؟ اینها برای چیست؟
حالا ما به مطالب دیگر كاری نداریم فعلًا در همین محدوده خودمان داریم صحبت میكنیم؛ این انسانی كه دارد در راه خدا حركت میكند این حركت راه خدا یعنی چه؟ این عبور یعنی چه؟ این قطع علائق یعنی چه؟ چه اثراتی بر این حركت مترتب است؟ چه تأثیراتی برای انسان ایجاد میكند كه برای دیگران ایجاد نمیكند؟ در چه وضعیتی انسان قرار میگیرد كه افراد دیگر از این وضعیت محروم هستند؟ صحبت ما فعلًا در اینجاست.
شكّی نیست بر اینكه حركت بهسوی خدا عبارت است از عبور نفس و نفسانیات و اهواء و قطع تعلّقات نسبت به مسائل و جوانبی كه موجب صارفیت و مانعیت از حركت انسان است. هرچه كه نظر انسان را از خدا معطوف كند به غیر او. انسان در طول زندگی خودش اعتماد میكند بر برادران خودش، الحمدلله ما برادرانی داریم! اینها هستند ما با اینها زندگی میكنیم، اینها پشت و پناه ما هستند ما باهم هستیم! این از یك نقطه نظر مسئله خوبی است، یك مسئله مهمی است، باید برادر با برادر متّحد باشد، باید برادر با برادر خودش انس و الفت رحمیت را در راستای ایمان حفظ كند. باید برادر با برادر كه هر دو از یك نسبند و هر دو از یك ریشه هستند این مطلب را حفظ كنند.

