حقیقت مصیبت و فلسفه وجود آن
17البته همانطوری كه بنده بارها عرض كردم ما مثال میزنیم امّا نظر بزرگان، نظر اولیاء، نظر شرع بر هرچه بیشتر بر محبّت بیشتر است امّا این قضایا بسیاری شرح داده شده دیگر نیاز نیست.
علیكلحال این قضیه ممكن است برای خیلیها اتّفاق بیفتد كه آن توقّعات به صورت دیگری درمیآید، آن افكار به صورت دیگری درمیآید، آن تمنیات و خواستها به صورت دیگری درمیآید. یك مرتبه انسان میبیند عجب، همه خواب و خیال بود، همه خواب و خیال بود. آن مطالبی كه در آنموقع مطرح میشد نه تنها الآن خبری از او نیست بلكه مطالبی در مقابل دارد مطرح میشود. مسائل دیگری دارد مطرح میشود. انسان یك مرتبه میبیند زیر پایش خالی شد. پس چی شد؟ پس ما چه فكر میكردیم؟ چطور شد؟ این هم میشود یك ضربه، این هم میشود یك مصیبت؛ یعنی انسان احساس كند آن تعلّقاتی كه نفس با آن تعلّقات این بنا را نهاده بود، این بنای زندگی و زیست را در این دنیا نهاده بود یك مرتبه همه اینها خراب شد دو نفرند، باهم هستند امّا باهم نیستند، فقط یك ارتباطی وجود دارد همین! فقط یك نوع محرمیتی و یك نوع شناختی همین! دیگر آن تعلّقات نیست. این هم كه نشد، حالا میرویم سراغ فرزندانمان إنشاءاللَه اینها بزرگ میشوند چه میشوند!
البته اینهایی كه خدمتتان عرض میكنم یك وقت تصوّر نشود كه باید حتماً اینها انجام بگیرد، نه! خدمتتان عرض كنم كه خدای متعال از ما نسبت به مسائل خیلی عالمتر و خیلی داناتر است و خیلی از این مطالب در پرونده دارد خیلی! ما هیچ نگران خودمان نباشیم از این قضیه خیالمان جمع باشد او خیلی در پروندهاش است. یكی میرود كنار یكی دیگر را میآورد. كسی كه اصلًا تصوّر نمیشد یك مرتبه میبینید پرونده باز شد. این از كجا دیگر آمد؟ میگوییم إنشاءاللَه این هم به خیر باشد. مدّتی میگذرد حالا اگر كسی نشنود فعلًا الحمدلله مسائل خوب است! تا این را میگوییم دوباره یك پرونده شروع به باز شدن میكند! علیكلحال مطلب همین است.

