حقیقت مصیبت و فلسفه وجود آن
19پس بنابراین كاری كه باید انسان انجام بدهد این است كه در راستایی كه باید دقیقاً عمل به تكالیف كند و به همان كیفیتی كه دستور است. چون اگر انجام ندهد كارش ناقص میماند. یعنی در عین اینكه این مطالب را میبیند باید به وظیفه و تكلیف خود عمل كند. در عین اینكه این ناگواریها را میبیند باید از آن مسیر تخطی نكند. برای خیلی از افراد خیلی اتّفاق میافتد: حالا كه اینطور است پس ما هم برویم دنبال كار خودمان! حالا كه اینطور است پس ما هم به آن نحوه عمل كنیم، حالا كه اینطور است ... نه نه نه. این نمیگذارد این اثر درست و صحیح واقع بشود.
اثری كه راه متقن توحید و مسیر صحیح اولیاء الهی در نفس انسان باقی میگذارد این است كه در عین اینكه این علائق قطع میشود انسان طابقالنعلبالنعل به تكلیف، به وظیفه نسبت به زن و بچّه، نسبت به شریك، نسبت به رحم، نسبت به رفیق، نسبت به افراد، نسبت به آنچه كه حولوحوش او هستند و نسبت به خود، تمام اینها را موبهمو انجام بدهد و رعایت كند تا اینكه حتّی كسی متوجّه نشود كه در نفس و در دل او چه میگذرد! این مسئله، مسئله دقیق و بسیار ظریف است.
من خیال میكنم شاید رفقا خسته شده باشند و اگر هم خسته نشدند من خسته شدم. إنشاءاللَه با توجّه به دقّتی كه نسبت به این قضیه وجود دارد احساس میكنم كه در جلسه آینده كه ما این مطلب را ختم میكنیم إنشاءاللَه راجع به هماهنگی و همگونی بین این دو طریق: اتّجاه به سوی حق و توجّه به ظاهر و توجّه به عالم تكالیف كه بزنگاه تربیت اولیاء خداست صحبت خواهد شد.
إنشاءاللَه امیدواریم كه خدای متعال آنچه را كه برای ما مقدّر میكند او را در مسیر تكامل ما و قطع تعلّقات ما و توجّه خاص به سوی خودش قرار بدهد.

