
ضرورت مصیبت برای تکامل انسان
ضرورت مصیبت برای تکامل انسان
16امام تعلّق دارد، امام احساس دارد، امام ادراك ما را دارد، امام تشنه اش میشود، همین آب را باید بخورد حالا اگر این آب شور باشد شما میخورید؟ نمیخورید این چون امام است باید بخورد؟ نه آقا! امام آب شور بخورد بیشتر تشنهاش میشود، امام هم همین جهاز هاضمه ما را دارد امام هم همین متابولیسمی را دارد كه ما داریم، هیچ تفاوتی در این قضیه ندارد. آن هم امام است گرسنهاش میشود باید غذا بخورد تشنهاش میشود باید آب بخورد شیرینی را شیرینی میفهمد و ترشی را ترشی. ائمه هم همینطور بودند. امام رضا علیه السّلام به انگور علاقه بیشتری داشتند تا سایر میوه ها. حالا فرض كنید كه بگوییم چون امام رضا امام است به جای انگور باید قره قروت بخورد؟ نه آقا این كه نیست چون امام است ... یا فرض بكنید كه زهر هلاهل برای آنها مثل جام شهد است؟ شیرینی برای ما شیرین است برای او هم شیرین است، تلخی برای ما تلخ است برای آنها هم تلخ است، زیبایها برای ما زیباست برای او هم ...
و یك مطلبی است كه من دیدم خیلی ها اشتباه میكنند. خیلی ها را من در كتابها دیدم اصلًا به طور كلی از روی نفهمی آمدهاند كیفیت و سیستم فیزیكی و متافیزیكی امام علیه السّلام را جور دیگری تشریح كردهاند. یعنی فرض كنید كه چون امام است سنگ هم بخورد تبدیل به گلبول میشود!! نه آقا اینطور نیست سنگ بخورد دل درد میگیرد باید عملش كنند، برو برگرد هم ندارد، زهر بخورد از بین میرود و فوت میكند. مگر ائمه را با همین زهر شهید نكردند؟ مگر سیدالشّهداء را با همین شمشیر نكشتند؟ چه تفاوتی میكند؟ هیچ فرقی در این مسئله ندارند. آن وقت چطور میشود ما تعلّق داشته باشیم آنها نداشته باشند؟ تعلّق تعلّق الهی است، تعلّق لازمه نفس است. وقتی كه امام علیه السّلام به فرزندش نگاه میكند به دیوار نگاه نمیكند، به چوب نگاه نمیكند، یعنی سیدالشّهداء علیه السّلام در روز عاشورا وقتی كه حضرت علی اكبرش از دست رفت همینطوری میخندید؟! و انگار نه انگار كه پدر است؟ و انگار نه انگار كه علاقه دارد؟ و انگار نه انگار كه اصلًا مسئله ای اتفاق افتاده؟ چطور دو آهن به هم میخورند و شكسته میشود او هم فرزندش علی اكبر به همین كیفیت شمشیر بر او خورده و از بین رفته؟
