
ضرورت مصیبت برای تکامل انسان
حقيقت مصيبت و ضرورت و فلسفه وجود آن. شرح فقره: و اذا فوَّض العبد تدبير نفسه علی مدبره هان عليه مصائب الدنيا. 1 كيفيت سير وجودي انسان از بدو تولد تا هنگام مرگ در ارتباط با نظام عالم وجود 2 توضیحي راجع به حديث پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلَّم: اني احبّ من الصبيان اَربع... 3 ذكر برخي از دستورات و توصيههاي اولياء الهي در ارتباط با مهر و سجدهگاه افراد 4 اختلاف كيفيت تعلقات افراد متناسب با سنّ ايشان 5 تأكيد بسيار زياد مرحوم علّامه طهراني مبني بر اينكه شخصي كه قصد تصدي منصب و موقعيتي را دارد بايد فردي مهذَّب و از نفس گذشته باشد 6 خداوند متعال در هر امري از امور براي انسان ملاك و مایز قرار داده است و تطبيق اعمال بر اساس آن ملاك سبب حركت و رشد انسان به سمت كمال ميشود 7 بدترين افراد در روز قيامت كساني هستند كه در صدد اطلاع بر اسرار مردم و خطا و لغزشهاي ايشان باشند 8 ديدگاه و نگرش افراد در ارتباط با حوادث و ناگواريها و تأثيرات اين امور بر ايشان 9 مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: هر فردي از افراد متناسب با موقعيت خويش در نفس و وجود خود داراي حجابها و تعلقاتي ميباشد كه رهايي از آنها به جز ابتلاءات امكانپذير نميباشد. 10 توهم نادرست برخي از افراد مبني بر تمايز پيامبر اكرم و ائمه معصومين سلام اللَه عليهم با ساير افراد از لحاظ وجود بشري و مادي و ادراك حوادث و مصائب روزگار 11 مرحوم علّامه طهراني فرمودند: كيفيت تعلق و ارتباط امام عليه السلام و كسي كه به مرتبه ولايت كليه رسيده نسبت به همۀ افراد مانند كيفيت تعلق و ارتباط ايشان با فرزند خود ميباشد. 12 وجود حوادث و ناگواريها سبب رشد و ترقي افراد و بيداري و هوشياري انسان نسبت به تعلقات نفس به دنيا و مسائل آن ميشود. 13 ذكر حكايتي از مرحوم حداد رضوان اللَه عليه مبني بر رفع حصر و محدوديت از بيت آيةاللَه حكيم به واسطۀ دعاء ايشان 14 ذكر حكايتي بسيار عجيب از مرحوم شيخ حسنعلي نخودكي مبني بر حامله كردن زني كه داراي رحم نبوده است
ضرورت مصیبت برای تکامل انسان
توضیحات:
حقيقت مصيبت و ضرورت و فلسفه وجود آن. شرح فقره: و اذا فوَّض العبد تدبير نفسه علی مدبره هان عليه مصائب الدنيا. 1 كيفيت سير وجودي انسان از بدو تولد تا هنگام مرگ در ارتباط با نظام عالم وجود 2 توضیحي راجع به حديث پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلَّم: اني احبّ من الصبيان اَربع... 3 ذكر برخي از دستورات و توصيههاي اولياء الهي در ارتباط با مهر و سجدهگاه افراد 4 اختلاف كيفيت تعلقات افراد متناسب با سنّ ايشان 5 تأكيد بسيار زياد مرحوم علّامه طهراني مبني بر اينكه شخصي كه قصد تصدي منصب و موقعيتي را دارد بايد فردي مهذَّب و از نفس گذشته باشد 6 خداوند متعال در هر امري از امور براي انسان ملاك و مایز قرار داده است و تطبيق اعمال بر اساس آن ملاك سبب حركت و رشد انسان به سمت كمال ميشود 7 بدترين افراد در روز قيامت كساني هستند كه در صدد اطلاع بر اسرار مردم و خطا و لغزشهاي ايشان باشند 8 ديدگاه و نگرش افراد در ارتباط با حوادث و ناگواريها و تأثيرات اين امور بر ايشان 9 مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: هر فردي از افراد متناسب با موقعيت خويش در نفس و وجود خود داراي حجابها و تعلقاتي ميباشد كه رهايي از آنها به جز ابتلاءات امكانپذير نميباشد. 10 توهم نادرست برخي از افراد مبني بر تمايز پيامبر اكرم و ائمه معصومين سلام اللَه عليهم با ساير افراد از لحاظ وجود بشري و مادي و ادراك حوادث و مصائب روزگار 11 مرحوم علّامه طهراني فرمودند: كيفيت تعلق و ارتباط امام عليه السلام و كسي كه به مرتبه ولايت كليه رسيده نسبت به همۀ افراد مانند كيفيت تعلق و ارتباط ايشان با فرزند خود ميباشد. 12 وجود حوادث و ناگواريها سبب رشد و ترقي افراد و بيداري و هوشياري انسان نسبت به تعلقات نفس به دنيا و مسائل آن ميشود. 13 ذكر حكايتي از مرحوم حداد رضوان اللَه عليه مبني بر رفع حصر و محدوديت از بيت آيةاللَه حكيم به واسطۀ دعاء ايشان 14 ذكر حكايتي بسيار عجيب از مرحوم شيخ حسنعلي نخودكي مبني بر حامله كردن زني كه داراي رحم نبوده است
ضرورت مصیبت برای تکامل انسان
16امام تعلّق دارد، امام احساس دارد، امام ادراك ما را دارد، امام تشنه اش میشود، همین آب را باید بخورد حالا اگر این آب شور باشد شما میخورید؟ نمیخورید این چون امام است باید بخورد؟ نه آقا! امام آب شور بخورد بیشتر تشنهاش میشود، امام هم همین جهاز هاضمه ما را دارد امام هم همین متابولیسمی را دارد كه ما داریم، هیچ تفاوتی در این قضیه ندارد. آن هم امام است گرسنهاش میشود باید غذا بخورد تشنهاش میشود باید آب بخورد شیرینی را شیرینی میفهمد و ترشی را ترشی. ائمه هم همینطور بودند. امام رضا علیه السّلام به انگور علاقه بیشتری داشتند تا سایر میوه ها. حالا فرض كنید كه بگوییم چون امام رضا امام است به جای انگور باید قره قروت بخورد؟ نه آقا این كه نیست چون امام است ... یا فرض بكنید كه زهر هلاهل برای آنها مثل جام شهد است؟ شیرینی برای ما شیرین است برای او هم شیرین است، تلخی برای ما تلخ است برای آنها هم تلخ است، زیبایها برای ما زیباست برای او هم ...
و یك مطلبی است كه من دیدم خیلی ها اشتباه میكنند. خیلی ها را من در كتابها دیدم اصلًا به طور كلی از روی نفهمی آمدهاند كیفیت و سیستم فیزیكی و متافیزیكی امام علیه السّلام را جور دیگری تشریح كردهاند. یعنی فرض كنید كه چون امام است سنگ هم بخورد تبدیل به گلبول میشود!! نه آقا اینطور نیست سنگ بخورد دل درد میگیرد باید عملش كنند، برو برگرد هم ندارد، زهر بخورد از بین میرود و فوت میكند. مگر ائمه را با همین زهر شهید نكردند؟ مگر سیدالشّهداء را با همین شمشیر نكشتند؟ چه تفاوتی میكند؟ هیچ فرقی در این مسئله ندارند. آن وقت چطور میشود ما تعلّق داشته باشیم آنها نداشته باشند؟ تعلّق تعلّق الهی است، تعلّق لازمه نفس است. وقتی كه امام علیه السّلام به فرزندش نگاه میكند به دیوار نگاه نمیكند، به چوب نگاه نمیكند، یعنی سیدالشّهداء علیه السّلام در روز عاشورا وقتی كه حضرت علی اكبرش از دست رفت همینطوری میخندید؟! و انگار نه انگار كه پدر است؟ و انگار نه انگار كه علاقه دارد؟ و انگار نه انگار كه اصلًا مسئله ای اتفاق افتاده؟ چطور دو آهن به هم میخورند و شكسته میشود او هم فرزندش علی اكبر به همین كیفیت شمشیر بر او خورده و از بین رفته؟
