
كیفیت ارتباط میان اشتغال به تكالیف الهى و پرهیز از مراء و مباهات
كیفیت ارتباط میان اشتغال به تكالیف الهى و پرهیز از مراء و مباهات
14بارها میشد افراد میآمدند و به من پیشنهاد میكردند آقا برای بیان مطالبتان یك جلسه مناظره تشكیل بدهید جلسه مناظره تشكیل بدهید مگر اشكالی دارد؟ و همه میدانستند یعنی مانند این چراغ برای همه روشن بود كه جلسه مناظره ما ده دقیقه بیشتر طول نمیكشید پنج دقیقه بیشتر طول نمیكشید، چرا ده دقیقه، همه هم این مطلب را میدانستند، بنده قبول نكردم چرا قبول نكردم؟ مگر ما این مطالب را نگفتیم، مگر به گوش همه نرسیده، مگر همه متوجّه نشدند مناظره برای چه؟ مناظره غیر از مسئله كوبیدن و غیر از مسئله تفوّق و غیر از مسئله اظهار وجود مگر چیز دیگری هست؟ چیز دیگری نیست دیگر، اگر مطلبی است ما گفتیم، اگر مطلبی است ما گفتیم، اگر قراراست گوش شنوائی باشد شنیده است به قول مرحوم آقا به من میفرمودند: فلانی تو آنقدر مطالب را پایین نیاور بگو. مطالب را به نحوكلّی بگو آنكه باید بفهمد میفهمد. من به ایشان عرض كردم آقا اگر پایین نیاورم افراد توجیه میكنند، افراد تأویل میكنند، ایشان فرمودند: تو حرف را كلّی بزن آن كسی كه باید بفهمد و خدا به او توفیق داده میفهمد آن كسی كه نباید بفهمد هزار بار اگر مصداق تعیینبكنی باز توجیه میكند و اتّفاقاً همینطور هم شد همینطور هم شد.
من همین مطلبی را كه الآن برای دوستان نقل كردم برای یك فردی نقل كردم كه اسمش را تمام دوستان شنیدهاند یك خانم و مخدّرهای هست من برای او نقل كردم میخواهم این را خدمتتان بگویم كه فرد، فرد عامی نیست فرد جاهل نیست، فرد بی سواد و ساده نیست این خواب را برای او تعریف كردم برای اینكه او را متنبّه كنم، میدانید چه جوابی به من داد؟ گفت خب بله حقّ كه در آنجاست قابل برای معرّفی نیست لذا شما نباید ...، گفتم چهداری میگویی؟ من دارم میگویم، ایشان به من میگوید حرف حقّ تو را كسی نمیفهمد. گفتند: بله منظور او آن است اینطور در خواب به شما گفتند ولی منظور ایشان آن است آن حقّی كه مثلًا در فلان جا وجود دارد آن حرف قابل گفتن نیست، اصلًا نباید راجع به آن بحث بشود نباید راجع به این صحبت بشود. دارد خودش را میزند به آن راه، عرض كردم فرد عامی نیست، این همان مصداق استگفتم بله شما درست میفرمایید هیچ مسئلهای نداریم مطلب شما حق است!
