
كیفیت ارتباط میان اشتغال به تكالیف الهى و پرهیز از مراء و مباهات
كیفیت ارتباط میان اشتغال به تكالیف الهى و پرهیز از مراء و مباهات
15امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند خلافت را صاف از دستش گرفتند چكار كرد؟ امیرالمؤمنین چكار كرد؟ آمد شمشیر كشید؟ گفت خلافت را گرفتی گرفتی به جهنّم، من از خدا میخواهم بلند شوم بروم در خانه بنشینم كاری به كار شما نداشته باشم، شما علی را از دست دادید آن را آمدید در بالای منبر كردید، بلند شد صحبت كرد چندجلسه صحبت كرد برای مردم، برای اینكه اتمام حجت كند؛ در همان مسجد مدینه انس بن مالك را به شهادت طلبید و وقتی كه انس استنكاف كرد و شهادتنداد فرمود: اگر این مطالبی را كه تو میگویی و انكاری را كه میكنی و اینكه داری میگویی یادم نمیآید حافظه من اجازه نمیدهد اگر دروغ باشد خداوند كوری را و پیسی را بر تو مسلّط كند كه نتوانی او را بپوشانی از سر جایش بلند شد كور شد، تمام پیشانیش را همه را پیسی گرفت كه این عمامهاش را میآورد تا دم این چشمهایش میآورد از اینجایش پیدا بود. او این كار را انجام میدهد ولی وقتی دید نه، وقتی دید مردم دارند میگویند آقا ما ابوبكر را میخواهیم چه میگویی؟ ما ابوبكر را میخواهیم ما این عمر را میخواهیم ما نمیخواهیم. خداحافظ شما به سلامت شما را به خیر و ما را به سلامت، شما را به ابوبكر و ابوبكر را به شما بخشیدیم مباركتان باشد!
تكلیف تا اینجا بود ما تكلیف را انجام دادیم بقیهاش دیگر مباهات است، بقیهاش دیگر اظهار وجود است بقیه قضیه دیگر خودنمایی است، اینجا دیگر میشود شیطان. مسئله تا اینجا درست آمده لذا بر عهده انسان است این قسم اوّل كه در ارتباط با مردم بر عهده ماست عملی را كه انجام میدهیم فقط به این ملاك و به این عنوان باشد كه آن عمل را برای كی داریم انجام می دهیم؟ سائل از این عمل كیست؟ بازخواست كننده از اینعمل كیست؟ آن را مورد نظر داشته باشیم وقتی اینطور شد دیگر بنابراین خود فروشی به مردم به چه معنا خواهد بود؟ برای چه اظهاروجود كنیم؟ تو كه این عمل را داری برای خدا انجام میدهی حالا مردم بفهمند یا نفهمند آیا هیچ وقت فكر انسان به این مطلب دیگر میرود؟ دیگر ذهن متوجّه این خواهد شد حالا این كاری كه دارم انجاممیدهم اسم خودم را هم با آن بنویسم؟ حالا این عملی را كه انجام میدهم یك عدّه هم بفهمند؟ حالا این عملخیری كه انجام میدهم حالا فرض كنید كه به رخ این و آن هم بخواهم بكشانم؟ نه میبیند طرف و بازخواستكننده كس دیگری است آن هم كسی است كه ظاهر و پنهان ندارد قبل از اینكه بخواهی انجام بدهی آن واقف است در حین عمل او ناظر است و بعد از انجام عمل خود او این عمل را گرفته و در خود حفظ كرده پس حالا میخواهی به كی نشان بدهی؟ به كی میخواهی اظهار وجود كنی؟ به كی میخواهی مباهات كنی؟ تمام این حرفها دیگر خندهدار خواهدشد، مسخره خواهد شد. این یك مسئله.
