مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن
16این میشود مكتب توحید، نه او ناراحت میشود چون میداند به یك جای دیگر وصل است از جای بالا دارند برای او این تصمیم را میگیرند و این تصمیم بر اساس مصالح اوست و بر اساس امر ربوبی است نه بر اساس تخیلات و بر اساس اعتبارات. آن مصلحتی كه برای او الآن دارند در نظر میگیرند این مصلحتی كه او اختیار كرده خب انسان راحت است خیالش راحت است انسان دیگر فكرش راحت است انسان دیگر دغدغه خاطر ندارد.
در مكتب توحید به دنبال اراده پروردگار میگردند نه به دنبال چرب و شیرین بودن این اراده، وقتی كه میآیند منزل انسان میخواهند غذا بیاورند، نه غذای ما از ناحیه فلان میرسد یك مرتبه میبینند از روی هوا یك چند تا بشقاب آمد عجب! چی چی شد چه مسئلهای اتفاق افتاد از آن روی هوا یكی، دوتا، سه تا، حالا معلوم نیست از كدام چلوكبابی و اینها بلند شده آمده اینجا یكی، دوتا، چهارتا، پنج تا عجیب اینطوری است قضیه!
اما شخص تعریف میكند به خدمت مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه از نجف آمدیم كربلا شب بود همه جا بسته بود همه هم گرسنه. گفتیم خیلی خلاصه شكمها گرسنه است یكی گفت برویم آنجا حالا ببینیم فلان جا باز است، ایشان فرمودند آقا برویم منزل هر چه بود میخوریم دیگر انشاءاللَه خدا میرساند دیگر. میگفتند آمدیم در منزل هفت هشت نفر بودیم، ایشان رفتند هرچه گشتند هیچ چیز پیدا نكردند، هرچه گشتند پیدا نكردند آخر رفتند سر یك جعبهای كه نان خشكها تمام میشد نان خشكها را میدادند به افرادی كه میآیند میبرند همانها را بر داشتند و آوردند و سر سفره و یك قدح پر از آب كردند و آوردند سر سفره و نانها را ریختن توش و گفتند: بسم اللَه میگفتند: همه خوردیم تا الان هم این مزه اش از زیر زبانمان نرفته درست شد! این میشود موحّد، این بلند نمیشود از بیرون چلوكباب بگیرد بیاورد بگوید بفرمایید بگوید عجب چه كاری كرد!

