اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن‏

15290
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن‏

18
  • ما باید دقت كنیم، ببینید شوخی نیست ما باید بدانیم كدام كارمان موافق با مرامِ كدام مخالف؟ خودمان را هم نمی‌توانیم گول بزنیم، البته به مقدار توان، در این بحثی نیست. به مقدار توان نسبت به این مسئله صحبتی نیست اشكال ندارد.

  • پس بنابراین در مكتب غیر عرفان رسیدن به حقایق و معنویات برای التذاذ نفس است نه برای رضای پروردگار. لذا وقتی كه همین افراد به مرحوم آقای حداد می‌رسیدند موحّد است همه كار می‌تواند بكند تا آقای حداد مشاهده می‌كردند می‌دیدند نه، این حالت اثری در او به‌وجود نیاورد، دست به او نمی‌زند. ولی می‌دیدند نه، دارد حساب باز می‌كند، آمده سراغ ایشان هم می‌خواهد استفاده كند هم می‌خواهد حساب باز كند، به او می‌گویند: خب چه كردی و چه بدست آوردی؟ در جواب: با توسل به ائمه علیهم السلام و همت‌مولایم علی علیه‌السّلام اسم اعظم را به ما دادند. آقای حداد می‌فرمایند: حالا به همت مولایت علی می‌خواهی اسم اعظم را از تو بگیرم؟ البته ایشان این‌جور كه نگفتند من دارم اضافه می‌كنم یك دفعه بدن همین آقا شروع می‌كند به لرزش، نه نه نمی‌توانم. چرا نمی‌توانی؟ مگر نمی‌گویی به همت مولایم علی. می‌توانی نگه دار! چرا نگه نمی‌داری؟ مگر اسم اعظم به تو ندادند؟ این چه اسم اعظمی است كه قدرت ندارد در مقابل هیچ كس قد علم كند، مگر با اسم اعظم هر كاری نمی‌شود كرد؟ این چه اسم اعظمی است كه به قول تو كه هر كاری من با این می‌توانم انجام بدهم اما در قبال اراده و اختیار این شخص ناتوان است؟ جواب چیست؟ خود رفقا باید زود بگویند: اسم اعظم در جایی كار می‌كند كه در قبال خدا نتواند بیاستد، همین‌كه بخواهد اسم اعظم در قبال اراده خدا قرار بگیرد اسم اعظم آنجا اسم است، اسم بالاتر است یا ذات؟ چون موحّد متصل به ذات پروردگار است دیگر اسم اعظم آنجا نقش برآب می‌شود، اینجا دیگر كاری را نمی‌تواند انجام بدهد. و ای كاش ما از این فرصت‌ها استفاده می‌كردیم، حالا دیگر شخصی دارد می‌آید و این عمل را انجام می‌دهد چرا آن نقطه بالاتر را نمی‌گیری؟! چرا به این پائین‌تر اكتفا می‌كنی؟ این را مباهات نفسانی می‌گویند؛ یعنی نفس در وجود خود حالتی می‌یابد كه در قبال اعمالی كه انجام می‌دهد خود را مُطالِب، احساس می‌كند، عمل انجام می‌دهم كه بستانم. ریاضت می‌كشم تا چیزی بدست آورم، توسل می‌كنم تا مطلبی نصیبم بشود حالت بده بستان.