مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن
19امیرالمؤمنین علیهالسّلام چه فرمود؟: قَوْمٌ عَبَدُوا اللَه طَمَعاً فِی الْجَنَّه تِلْك عِبادَةُ التُّجارْ عبادت میكنند به خاطر اینكه به بهشت بروند بهشت چیست؟ یعنی همان حورالعین و شربت و شكر نه! این هم تاجر است، بهشت یعنی رسیدن به معنویات و رسیدن به مسائلی كه نفس احساس كمال در وجود خودش بكند، احساس لذت و شیرینی؛ من این را دارم شما نداری این میشود بهشت، این میشود تجارت. پس اگر نماز خواندی برای این، بدان نمازت باطل است؛ اگر روزه گرفتی برای این، بدان كه عمل را برای غیر خدا انجام دادی، اگر توسل به سیدالشهداء برای رفع گرفتاری باشد بدان آن امام حسین را در محدوده فكر خودت به او توسل میكنی، آن امام حسینی كه وجودش همه عالم وجود را گرفته خیلی با او فاصله داری. تو رفتی داری امام حسین خیالی خودت را میگردی، تو دست به ضریح امام حسین خیالی داری میزنی، نه آن امام حسینی كه آن قِسمیاست و به آن كیفیت است و تمام وجود خودش و سرمایه اش را داد، تمام زن و فرزندش را داد و تمام حیثیتش را داد كه چی؟ چون او میخواهد، همین! شما خیال میكنید امام حسین تمام زندگیاش را داد تا خدا شفاعت كبری را به او بدهد واللَه اینطور نبوده، خیال میكنید امام حسین آمد تمام این مسائل را بر خود خرید تا خدا او را صدر بهشت روی تخت بنشاند؟ نه واللَه من هم دارم میگویم ببینید روز قیامت هم میپرسیم از او میگوییم اینطور بوده میگوید ظاهراً اینطور نبوده چی بوده قضیه؟ قضیه این بوده «او» میخواهد كه این عمل انجام بگیرد تمام. همین فقط همین.
وقتی مرحوم آقا میفرمودند این قضیه را من یك وقتی برای رفقا تعریف كردم اتفاقاً دیروز هم گفتم در یك مجلس حالا امروز هم برای شما، وقتی بعضی اشكالاتی پیدا شده بود اینجا خیال میكنم دارد معنایش را میرساند وقتی ایشان میفرمودند: من حاضر شدم تمام موقعیتها و مراتب و كمالات و فناء و بقاء و تمام رسیدن به ولایت را بدهم در قبال اینكه این كتابهای من مردم را هدایت كند، حالا فهمیدید معنایش چیست؟ یعنی یك شخص از رسیدن به بالاترین مرتبه كمال هم میگذرد میگوید من این را نمیخواهم. اما این كتابهای من و این مطالب من مردم را هدایت كند ما كمال نخواستیم، این اینجوری كه میگوید نه اینجوری است كه ما میگوییم! خیلی مسئله فرق میكند. چه حالتی در نفس او وجود دارد كه اینطورخود را در مقام تسلیم در میآورد این چیست؟ این خودش را كنار گذاشته. میگوید الان رضایت الهی بر این است حالا این را اگر بنویسی به تو مقام را نمیدهیم، از الآن هم داریم به شما میگوییم. میگوید: ندهید. من این را مینویسم مردم یك چیزی گیرشان بیاید تا اینكه آنها به یك مسئلهای برسند. كدام یك از ما میآید این كار را انجام بدهد؟ انشاءاللَه همه با توفیق خدا، بنده خودم را میگویم ولی خب رفقا كه به این مطلب رسیده اند طبعاً مطلب را دریافتند. اگر این زحمات را بكشید این كارها را بكنید این هفتاد سال رنج و اینها را ببری همه این كارهایی كه انجام دادی نه، ما هیچ مقامی به تو نمیدهیم هیچ مسئلهای نمیدهیم ما بنده باشیم، مقام برای چه میخواهیم؟

