مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن
22پس بنابراین حضرت صادق علیهالسّلام كه میفرمایند: اشتغال به امر و نهی الهی دیگر حال و هوایی برای بنده باقی نمیگذارد تا اینكه بخواهد مباهات كند منظور این مباهات است، البته آن مباهات ظاهری یك مرتبه است اما این مرتبه كه وقتی یك بنده خود را بنده ببیند كاری را كه انجام میدهد چون او گفته بنده میگوید: او گفته انجام بده بسیار خوب. نهییی را انجام نمیدهد چون او گفته، خود را در دست مولا رها میكند ول میكند.
امیرالمؤمنین علیهالسّلام وقتی كه برای دفن سلمان در مدائن آمدند مردم حضرت سلمان را در قبرستان برده بودند و گذاشته بودند حضرت سلمان گفته بود كه وقتی مرا در قبرستان میگذارید دفن نكنید شخصی میآید او متصدی دفن من خواهد شد. بدن حضرت سلمان را در قبرستان گذاشتند یك مرتبه دیدند شخصی سوار بر اسب یا قاطر دارد میآید یك شخص عربی آمد پایین و گفت سلمان از دنیا رفته تسلیت داد به افرادی كه در آن طرف بودند بعد مشغول كفن و اینها شد. امیرالمؤمنین آن موقع در مدینه بودند برای این مسئلهآمدند و وقتی مراسم كفن كه تمام شد خاك را ریختند امیرالمؤمنین دو خط شعر با دست خودشان روی خاكها نوشتند كه الآن هم آن دو خط را بر سر بعضی از سنگها میآورند كه این است:
وَفَدت عَلَی الْكَریمِ بِغیرِ زادٍ آمدم وفود كردم وارد شدم بر شخص بزرگواری بدون زاد، هیچی توی دستم نیست مِنَ الْحَسَناتِ وَ الْقَلْبِ السَلِیمِ آن زاد چیست؟ آن عبارت است از حسنات، مگر خودشان نمیگویند دنبال حسنات بروید، مگر خودشان نمیگویند دنبال قلب سلیم بروید اما این حسنات حسنات دیگر است، حسناتی كه میآید و دل را مشغول میكند، قلب سلیمیكه میآید و قلب را زنگار میكند این منظور است. آمدم بر كریم در حالتی كه هیچ عملی انجام ندادم كدام عمل؟! نماز نخواندی جناب سلمان، آن توفیق داد خواندم اگر توفیق نمیداد نمیخواندم. روزه نگرفتی جناب سلمان! چرا ولی آن توفیق داد پس من نكردم. انفاق نكردی! كردم ولی آن توفیق داد اگر نمیداد من هم انفاق نمیكردم. این كار رو نكردی آن كار را نكردی! پس من هیچ كاری نكردم بسیار خب! پس حالا آمدیم سراغ كریم و هیچ كاری هم انجام ندادیم مِن الْحَسَناتِ وَ الْقَلْبِ السَلِیمِ.

