مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن
13بجای اینكه هندوانه جلوی تو سبز بشود، یك هندوانه توی توبرهات بگذار و با خودت بردار بیار این كه دیگر خیلی مسئله ندارد یا بخاطر اینكه فلان غذا را میل پیدا میكنید بگو اهل بیت مكرمه مجلله این غذا را برای شما بپزد و این غذا را بگذار توی قابلمه و با خودت بیاور نهایت مسئله همین است. یا اینكه راهی را كه فرض كنید در یك روز طی میكنی سوار ماشین بشو یك راهی را خیلی بیشتر هم سواری میخوری و بیشتر هم به طبیعت و مظاهر خدا نگاه میكنی، چه فرقی در نفس برای او پیدا میشود؟! این فقط میشود التذاذ نفسانی، نفس خوشش میآید من اینم و بقیه نیستند.
حالا اگر همین شخص در شهری برود كه تمام افراد آن شهر همان حال را داشته باشند اینجا نمیتواند زندگی كند متوجه شدید! اگر برود در یك جایی كه همه مثل خودش باشند تكتك را نگاه میكند آن هم هندوانه میخورد آن هم خربزه بخورد آن هم فرض كنید كه برایش فلان چیز بیاید میبیند چی؟ در مقابل این جمع چیزی برای عرضه ندارد یعنی لازم نیست بگوید. ببینید میخواهم كمكم برسم به آن مطلبی را كه میخواهم عرض كنم. لازم نیست به زبان بیاورد كه ایها الناس من یك همچنین خصوصیتی دارم هرچه را كه بخواهم برای من حاضر میشود، نه، در نفس در نفس همین احساسی را كه میكند من دارم و این جمع ندارند این برای او كافی است یعنی این حالت او را پر میكند و نقطه خلاء را در او از بین میبرد. حالا اگر برود در یك جایی كه همه مثل خودش هستند یا قویترند فرض بكنید كه برای این هندوانه میآید برای این نارگیل از هندوستان میآید حالا فرض كنید یك دفعه سبز میشود آن قدرتش بیشتر است یا میتواند كار دیگری را انجام بدهد در این جمع احساس ضیق میكند احساس خستگی میكند، بلند شوم بروم در یك دهی در یك قصبهای كه آنها این را نداشته باشند آنجا كه رسید نفسش آرام میشود. حالا رسیدیم به مطلب داریم میرسیم.

