اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن‏

15290
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن‏

15
  • متأسفانه امروزه كتاب‌هایی نوشته می‌شود و از این افراد به‌عنوان موحّد و عارف نام برده می‌شود افرادی كه اگر شما صفحات این كتاب را تورق كنید و نسبت به خصوصیات اینها بنگرید می‌بینید تمام اینها در این مسئله گرفتارند یعنی مقاماتی كه پیدا كردند خصوصیاتی كه پیدا كردند همه اینها در چهارچوب التذاذ نفس است نه در چهارچوب تقرب به پروردگار. زحمت كشیده سالیان سال رنج برده خود را به ریاضات و مسائلی انداخته تا اینكه خداوند به او قدرتی عنایت كرده مریض را شفا بدهد اینكه التذاذ نفس است. حالا اگر در همین وقت می‌گوید به عنایت خدا من این‌طورهستم، به عنایت خدا آن‌طور هستم، به عنایت خدا وقتی كه چشمم را می‌بندم همه عالم را می‌بینم به عنایت خدا هر كاری می‌توانم انجام بدهم حالا اگر خدا بخواهد این را از شما بگیرد چی می‌شود؟ مگر نمی‌گویی به عنایت خدا حالا خدا می‌گوید نمی‌خواهم، به زمین و آسمان فحش می‌دهد.

  • إِ پس این همه عمر ما چی شد؟ این همه ما زحمت كشیدیم به كجا رفت؟ مگرخودت نمی‌گویی به عنایت خدا راست بگو دیگر، پای آن هم بایست، به عنایت خدا. خدا می‌گوید مگر من به تو عنایت نكردم؟ خب من دادم به تو دیگر یا اینكه می‌گویی خودم. می‌گوید خودم اما به ظاهر می‌گوید او، باطنش می‌گوید خودم اما در ظاهر می‌گوید «او» این به ظاهر گفتن «او» هم به خاطر چاشنی مسئله است. نه، با تمام وجود می‌گوید «من» دارم این كار را انجام می‌دهم من دارم این كار را انجام می‌دهم «من»، این حالت و جنبه برای او می‌شود بُت، برای او می‌شود مانع و شیطان.

  • در مكتب توحید «او» بدهد یا ندهد یكسان است یعنی انسان باید در مكتب توحید به این حقیقت برسد كه او داد یا نداد تفاوتی نمی‌كند امروز می‌دهد من می‌دانم پشت این دیوار چه خبر است، یك ساعت دیگر می‌گیرد نمی‌دانم هیچ حالم نباید فرقی بكند. داد كه داد، نداد نداد خانه‌اش آباد به قول مرحوم حاج هادی ابهری اگر داد خانه‌اش آباد ندادم ما ملكش هستیم هیچ تفاوت نمی‌كند، امروز قدرت پیدا می‌كند بر اینكه این مرده را زنده كند فردا این قدرت از او گرفته می‌شود نباید فرقی كند. یكی از دوستان می‌گفت من به تمام مسائل اطلاع پیدا می‌كردم تمام حقایق را می‌دیدم، قضایایی كه اتفاق می‌افتاد مشاهده می‌كردم، امروز چه مرگی اتفاقی می‌افتد، فردا چه اتفاقی می‌افتد همسایه چه می‌شود؟ خاله چه می‌شود؟ عمه چه می‌شود؟ همه را می‌دیدم. می‌گفت یك روز با مرحوم آقا داشتم از جایی می‌رفتم به جای دیگر ایشان فرمودند حالت چطور است؟ خب به خاطر همین سؤال می‌كنند گفتم اخیراً من یك همچنین حالی پیدا كردم. گفتند: نه اتفاقاً حال خوبی نیست. تمام شد و رفت كه رفت، هرچه فكر كردم دیدم نه دیگر خلاص، تازه راحت شدم مثل یكی از افرادی كه توی خیابان دارند راه می‌روند.