مراتب مباهات و چگونگى مقابله با آن
17توحید میگوید هرچه توی خانه هست همان را بردار بیاور نان خشك باشد بیاور چلوكباب هست بیاور، نه اینكه نان خشك بیاور اگر چلوكباب است آن را بیاور، آن نیست نان خشك بیاور. یك حقیقت و یك راه و یك طریق در مكتب توحید وجود دارد و این بازیها وجود ندارد. تمام اینها برایالتذاذات نفس است یعنی نفس حتی ممكن است به مرض بیافتد حتی ممكن است برای انسان مرگ طفل اتفاق بیافتد ولی میگوید این مرگ طفل اتفاق بیافتد و من صبر میكنم اما مرگ فلان طفل همسایه را جلویش را میگیرم این میشود التذاذ نفس، نفس از این كارها میكند. خیال نكنید این به مرتبه و مقام بر میگردد مگر همین عمر نبود كه فرزند خود را در جلوی همه به خاطر مخالفتی كه با او كرده بود تازیانه زد، كه بگویند عمر عادل است.
الان اهل تسنن در كتابهایشان از مفاخر عمر میشمارند، میگویند ببینید در اجرای عدالت بین هیچ فردی تفاوت نمیگذارد و همینطور هم بوده راست هم بوده، اما همین عمر وقتی كه آن شخص یهودی میآید و از او سؤال میكند و میماند، میگوید پس چرا خلافت را به علی كه اهلش است نمیدهی؟ میگوید بزنید بیرونش كنید، این دفعه دیگر اگر از این حرفها بزنی تو را ترور میكنیم. حالا آن عدالت است یا این؟ آن حاضر نیست یك ثانیه حق را به علی واگذار كند همه دروغ است، همه این كارها كلك و حقهبازی است برای تصدیق و تقویت نفس توست نه این كه برای اجرای عدالت، اجرای عدالت اولش این است كه حق را به علی بدهید تو كه هفتاد مرتبه به تصریح علمای اهل سنت میگویی: لولا علی لهلك عمر1 چرا حق را به او نمیدهی؟ تو كه هفتاد مرتبه گفتی: لَا أبْقَانِی اللَه بَعْدَك یا عَلِی2 خدا بعد از تو مرا زنده نگذارد. خب چرا حق را به او نمیدهی چرا حق را به او نمیدهی؟ پس معلوم است تمام این كارها كلك و حقهبازی است، این حرفها را هم میزنی برای اینكه عقب نمونی.
- أورده أبو داود فى سننه بعدة طرق، ج ٢، ص ٢٢٧. (به نقل از بحارالانوار، ج ٣٠، ص ٦٨٠)
- مناقب، ج ١، ص ٤٩٢. (به نقل از امام شناسى، ج ١١، ص ٣٢٨)

