آثار سوء مباهات و راههاى مقابله با آن
17به قول مرحوم آقای حدّاد تا میبیند دارد این وسوسه میخواهد بیاید فوراً قطع كند، فوراً كتاب باز كند شروع كند كتاب خواندن، فوراً قرآن را باز كند شروع كند به قرآن خواندن، فوراً صحبت را قطع كند. البتّه آنهایی كه رند هستند آنها بلدند چطور وارو به شیطان بزنند كه برود دیگر برنگردد، ولی نه، حالا آن كسانی كه در این مسائل نیستند فوراً سرش را گرم كند، فوراً به كار دیگر بپردازد، نگذارد این خطورات و اینها بیاید. چرا؟ چون همه اینها با آن مسئله توحید و با آن مسئله عبودیت منافات دارد و میآید آن حقیقت را یواش یواش یواش یواش میگیرد، یك مرتبه انسان میبیند در نفسش هیچی نیست. خراب شد خراب شد كه خراب شد.
وقتیكه ما توفیق را از ناحیه پروردگار میدانیم آنوقت آیا این خیانت نیست كه در سرمایه صاحب سرمایه تصرّف كنیم و او را به خود ببندیم؟! وقتی این توفیق از ناحیه خدا نصیب شده است كه الان این حال و این موقعیت و این خصوصیت برای ما پیدا شده آیا این خیانت نیست كه این را به رخ دیگران بكشیم؟ به رخ دیگران كشاندن یعنی به خود بستن، درحالتیكه توفیق را خدا به تو داده و میتوانست بجای این مجلس تو را جای دیگر ببرد. مگر نمیبرد، مگر نیستند، مگر نمیروند؟ میتوانست بجای این ده شبی كه صحبت كردی جای دیگر میرفتی، صحبت میكردی كار دیگری میرفتی انجام میدادی. پس این توفیقی را كه الان از ناحیه پروردگار نصیب شده است این سرمایه را به صاحب سرمایه بسپار و این را به او نسبت بده. وقتیكه به او نسبت دادی پس برای چه دیگر مجالی نمیماند بخواهی مباهات بكنی؟ برای چه دیگر میخواهی مباهات بكنی؟ چون صاحب ملك كس دیگریست از كیسه دیگر میخواهی ببخشی؟ این یك مسئله كه البتّه راجع به این قضیه چون توضیحات داده شد دیگر بیش از این راجع به این قضیه ما جلو نمیرویم.

