آثار سوء مباهات و راههاى مقابله با آن
11من فقط خواستم یك جریانی از غفلت در روز عاشورا را مثال بزنم كه ببینید در روز عاشورا این غفلت آمده همه را گرفته. غفلت به عنوان عدم رؤیت حقیقت و نه به عنوان عدم ادراك. آنها امام حسین را درك میكردند حقیقت دارد. دو، دوتا، چهارتا بود قضیه، دیگر نیاز به رمل و اسطرلاب نداشت. هر كسی میآمد یك نگاه به این طرف میكرد یك نگاه به این طرف میكرد، میفهمید حقّ كجاست. این عدم درك حقیقت به عنوان ادراك شهودی و لمس حقیقت كه حضرت سیدالشّهدا راجع به آنها میفرماید: لَقَدِ استَحوَذَ عَلَیكُمُ الشَّیطَانُ فَأنساكُم ذِكرَ اللَه شیطان آمده بر اینها مسلّط شده و یاد خدا را از اینها فراموش كرده. اینها كه نماز میخواندند چطور یاد خدا را فراموش كرده؟ اینها كه به سمت همین كعبه میایستند. اینها كه قرآن میخواندند؟ عمرسعد از این عبارات یا خیل اللَه اركبوا میگفت. بر كشتههای خودش نماز میخواند. چطور فَأنساكُم ذِكرَ اللَه؟ نسیان، نسیان وجودی و نسیان شهودی و نسیان لمس و نسیان مس. اینها دیگر یاد خدا در وجود اینها نبود. هی حالا بنشینند ذكر بگویند چه فایده دارد. و الّا شمر هم نماز میخواند. همین یزید در مسجد اموی در شام نمیرفت و نماز جمعه میخواند؟ همین بلند میشد در مسجد اموی میرفت و نماز جمعه میخواند، ریش داشت از ما بسیار شاید بیشتر قطعاً بیشتر، عمامهاش شاید از ما بزرگتر قطعاً هم بزرگتر بود.
حالا ما نباید افتخار كنیم نه، ما باید نگران باشیم این مسئله برای ما هم هست، برای ما هم این قضیه هست. اینها میروند یاد خدا میكردند، اینها هم دَم از خدا میزدند، اینها هم وا اسلاما میگفتند، اینها هم به عنوان حفظ حكومت اسلامی قتل پسر پیغمبر را واجب كردند. همین جناب شُریح قاضی نبود كه گفت چون بر خلاف مصالح حكومت اسلام حسین بن علی قیام كرده است دفع او به هر نحوی لازم است. این فتوای شُریح قاضی بود كه از زمان عُمر تا آن زمان قاضی كوفه بود. همین جناب شُریح. قاضی مدینه بود و بعد قاضی كوفه شد. چون بر خلاف حكومت اسلام. كدام حكومت اسلام؟ حكومت یزید؟ این شیطان میآید، حكومت یزید را میكند حكومت اسلام. چون حكومت اسلام هم قیام بر علیهاش حرام است و كسی كه بخواهد بر علیه حكومت اسلام قیام كند خون او هدر است. پس باید به مقابله او شتافت و به هرجا كه میرسد ولو بلغ ما بلغ، باید جلو رفت.

