آثار سوء مباهات و راههاى مقابله با آن
16یك روز یكی از رفقا آمد گفت آقا امروز خیلی شما خوب صحبت كردید. گفتم من اصلًا امروز مطالعه نكردم. گفت پس همیشه مطالعه نكنید. گفتم میدانی چرا؟ چون وقتهایی كه مطالعه میكنم اعتماد میكنم بر معلوماتم، این است كه نفس و شیطان در آن خیلی زیاد است. آن موقعهایی كه هیچی نمیدانیم میگوییم خدایا یك چیز بفرست خودت بینداز به دهانمان، یك چیزی بیاید. مجلس كه این حرفها را ندارد. امروز اینطور فردا آنطور، آن كار را انجام بدهم آن كار ... اگر انسان به آنچه كه خدا گفته است و به آنچه كه از بزرگان از اولیاء از ائمّه علیهم السّلام نسبت به او القاء میشود عمل كند فقط همین، اینجا میایستد. دیگر بیاید به دیگران بگوید مقابله كند: آقا امروز سخنرانی ما خوب بود، به نظر شما چطور بود؟ این حرفها را ندارد. آقا حرفهایت را بزن برو خانهات تمام شد. این حرفها را نداریم. آقا این كاری كه ما امروز كردیم چطور بود؟ این برنامه در میان اجتماع چطور بود؟ آقا مردم خیلی خوششان آمد، خیلی اجتماع زیادی بود، خیلی چه بود. این حرفها نداریم. كار را كردی برو تمام شد دیگر. گوشَت را ببند كه چه اتفاقی افتاد و چه اتفاقی نیفتاد. بقیهاش دیگر ضرركردن است. تا اینجایش درست، از این به بعدش دیگر، شیطان بعد میآید آن حرف را زدی هان! آنچه گفتی این هان! دیدی مردم چقدر خوشحال شدند؟ آن اعلامیه را پخش كردی دیدی چقدر گرفت؟ آن طائفه نسبت به این قضیه خوب شدند؟ آن افراد را از خود شاد كردی بخاطر این اعلامیهای كه صادر كردی، مردم میگویند نه هان این هم امروزیست! این هم از دنیا سر در میآورد! این هم از مسائل خبر دارد! این هم فلان طور! دل یك عدّه ... تمام اینها چیست؟ میآید هی میآید میآید میآید آن روحانیتی كه یك مقداری آمده هی آن روحانیت را كم میكند. یكدفعه انسان نگاه میكند میبیند اصلًا كاری نكرده صفر صفر است. یك روحانیتی در وجود خودش احساس میكرد ولی بعد دیگر میدید نه، آن روحانیت رفت و در قبالش دارد هی ظلمت میآید. باید زود انسان قطعش كند. زود انسان باید قیچیش كند. زود باید راه را ببندد.

