آثار سوء مباهات و راههاى مقابله با آن
18مطلب دوم اینكه در اینجا باید مورد توجه قرار داد این است كه ما مباهات به كی میخواهیم بكنیم؟ روی چه حسابی میخواهیم مباهات كنیم؟ روی چه حسابی میخواهیم فخر بفروشیم؟ مگر ما از حال دیگری خبر داریم؟ از خصوصیات نفسانی او مگر اطلاع داریم تا خود را ما فوق او بیندیشیم و فكر كنیم. ما چه میدانیم كه الان در نفس او چه میگذرد؟ شاید او مافوق ما باشد و چه بسیار افرادی كه این چنین هستند. در زمان مرحوم آقا میفرمودند خیلیها میگفتند ما از همه افراد به آقا نزدیكتریم، ما سرّ آقا هستیم، ما از همه افراد به آقا نزدیكتریم. مطالب آقا را ما میدانیم، محرم اسرار آقا ما هستیم، آقا مطالبشان را به كسی نمیگویند به ما میگویند، خیلی غلط میكردند. اتّفاقاً نه سرّ، نه محرم، و نه نزدیك هیچی هم نیستند. این فردی كه این حرف را میزند از همه دورتر است از همه دورتر است بیبروبرگرد.
یك شخصی برای ما نقل میكرد كه اخیراً رفته بود پیش یك نفر، او گفته بود جلوی او ـ حالا خودش را صاحب چیزهاییهم میداند! ـ گفته بود آنچه را كه آقا به فرزندانشان ندادند به دیگران دادند. گفتم میخواستی به او بگویی اگر به دیگران دادند به تو یكی ندادند. از حرف زدنت پیداست. آن را كه آقا بدهند اینجوری حرف نمیآید بزند. آن را كه آقا بدهند آن عنایتی كه بكنند اینجوری نمیآید به رخ بكشاند. آن را مانند نگینی كه تمام سرمایه اوست او را در صندوق و آن صندوق را در صندوق دیگر و آن را در صندوق دیگر تا هفتاد صندوق سرش را میپوشاند تا كسی اطلاع پیدا نكند. اگر شخصی یك انگشتری داشته باشد یك جواهری داشته باشد كه بخواهد او را در معرض قرار بدهد از تمام دنیا برای سرقت او و برای بدست آوردن او بسیج میشوند. یك معلوماتی داشته باشد یك مسئلهای داشته باشد، یك چیزی داشته باشد بلند میشود می آید در روزنامهها بنویسد؟ یا نه علاوه بر اینكه در هفتاد متری زمین میرود آن را دفن میكند، در تمام صحبتها و محاورات خودش همّ و غمّ خودش را بر این قرار میدهد مبادا یك لفظی از دهان او در بیاید كه اشاره به این قضیه بكند. چرا؟ چون مسئله مهم است.

