
حقیقت دنیا و نحوه ارتباط انسان با آن
حقیقت دنیا و نحوه ارتباط انسان با آن
18به فرمایش امیرالمؤمنین علیه السّلام به آن شخص كه بلند شد گفت لا حُكمَ الُا لله. حضرت فرمودند: كَلِمَةُ حَقٍ یرادُ بِهَا الُباطِل حرف حرف حق است لا حُكمَ الُا لله حكم اختصاص به خدا دارد. او باید برای انسان تعیین تكلیف بكند. او باید برای انسان آمر و ناهی تعیین كند. او باید مطالب را در اختیار انسان بگذارد و انسان اطاعت بكند. حضرت فرمودند كَلِمَةُ حَقٍ یرادُ بِهَا الُباطِل این مسكین نمیداند كه منِ علی برای احقاق همین یك مسئله است كه شب و روزم را دارم دور از محیط خانواده سپری میكنم. برای احقاق همین مسئله است كه پیمودن بوادی و بیابانها و رنجها و شمشیر زدنها و زخمها را بر بدن خودم و در آخر شمشیر را بر فرق خودم دارم تحمل میكنم. این نمیداند. این خیال كرده من هم مثل معاویهام، این خیال میكرده من هم مثل عمروعاصم، این خیال كرده من هم مثل آن هستم. من برای احقاق این مسئله دارم جانم را میدهم، زندگیام را دارم فدا میكنم كه حق را همیشه با انتساب به مبدأ باید پیش برد نه بدون انتساب این میشود معاویه، این مسئله است.
خیال نكنید این مسئله برای ما هم نبوده، بعد از مرحوم آقا بنده در اینجا اعتراف میكنم صریحاً دارم میگویم، بعضی از افراد و منتسبین به ما بودند كه از حق برای احیاء نفس استفاده كردند، احیاء نفس نه احیاء حق. برای تصفیه حساب آمدند حق را اعمال كردند. برای رسیدن به منافع و مطامع دنیوی آمدند این كار را انجام دادند. منتسبین به خود ما بودند، از رفقای خود ما بودند. افراد را با كلمات زیبنده و جاذب به دنبال هوای خودشان به این طرف و آن طرف میكشاندند. ولی قضیه چه بود؟ نفس، فقط بر مدار نفس، تمام این حركات دور میزد، نفس بود!
در یك قضیهای كه در مشهد اتفاق افتاد ما وقتیكه رفتیم در آنجا ما خبر نداشتیم مسئله چه میخواهد بشود. وقتی رفتیم در آنجا در همان فرودگاه كه آمدیم یكدفعه دیدیم دو نفر آمدند در فرودگاه به استقبال، حضرت آقا رفقا و دوستان در جایی اجتماع دارند و مایلند كه ظهر در خدمت شما باشیم! من گفتم: من هنوز والده را ندیدم و خلاف است قبل از اینكه من والده را ببینم اینكه جایی بیایم. دوباره چند قدم رفتیم گفتند اگر عنایت بفرمایید رفقا را شاد بفرمایید. یك نگاه كردم گفتم: بنده این عنایت را نمیخواهم بفرمایم تمام شد. داری من را دور می زنی؟! ما این كتابها را روی طاقچه گذاشتیم. ما پیش كسی بودیم كه اگر یك هزارم این را كه میگویم نمیخواهم در حق مرحوم والد رضوان اللَه علیه اغراق كنم واقعاً میگویم یك هزارم، اگر یك هزارم فهمیده باشیم اقلًا این چیزها را میفهمیم. این مسائل را حالا دیگر نمیگویم مسائل دیگر را. ما رفتیم آنجا، بعد دیدیم مسئله به چه صورت بوده. به عنوان دفاع از شخص بنده و به عنوان دفاع از فردی كه در مقابل یك جریان دیگر قرار گرفته این كار را بكنیم، آن كار را بكنیم، این آقا آمد پا نشیم، این آقا آمد پا شویم.
