کیفیت ذکر دائمی خداوند و اهمیت دوام بر عمل
19من آن آدمی نیستم که خودم از عهدۀ دنیا بر بیایم، و امور اخروی را از تو تقاضا کنم؛ نه، از امور دنیوی هم بر نمیآیم! یعنی امور دنیوی و اخروی هر دو یک حکم دارد، هر دو برای تو است، تفاوتی ندارد. امر سنگین و سبک نسبت به اسماء و صفات تو معنا ندارد، علم بزرگ و کوچک معنا ندارد، امر دنیا و آخرت تفاوت ندارد، همهاش برای تو آسان است و همهاش به دست تو است؛ و چیزی از آنها در دست غیر تو نیست تا ما امر دنیا را از دنیا، و امر آخرت را از تو طلب کنیم؛ همهاش مال تو است، پس تو هم ما را کفایت کن!
از هر کسی بیرحمتر، نفس انسان است
و لا تُسَلِّط عَلَیّ مَن لا یَرحَمُنی؛ «مسلّط نکن بر من کسی را که بر من رحم نکند!»
نفس أمّاره باشد، شیطان باشد، حاکم ظالم باشد، هرچه باشد، کسی که رحم نکند؛ و از همۀ افراد آن کسی که بر انسان بیشتر رحم نمیکند، همین نفس خود انسان است! تمام این بلاهایی که به سر انسان میآید، مال این نفس است؛ تمام بدبختیها، نکبتها، معیشتهای ضَنک،1 کوریهایی که قلب او در این دنیا به آن مبتلا میشود، گرفتاریهای معنوی، همه مال نفس است. خدایا، این را بر من مسلّط نکن! نفس که از بین نمیرود، هست؛ ولیکن آن را تسلیم کن، او را زنجیر کن! مرا موفّق کن که در مجاهدات، بر نفس غالب باشم و نفس تسلیم من بشود و بر من غلبه نکند!
و اجعَل عَلَیَّ مِنکَ واقیةً باقیةً؛ «از طرف خودت یک حافظی برای من بفرست، یک حافظِ باقی، که مرا در لطف و کَنَف خود نگه دارد!»
واقی به معنای حافظ است. وَقیٰ، یقِی: یعنی حَفِظَ یحفَظُ؛ امرش میشود «قِ» وِقایَة: یعنی حفظ کردن. و اجعَل عَلَیَّ مِنکَ واقیةً» یعنی حافظی از ناحیۀ خودت بر من بفرست که باقی هم باشد؛ ادامه داشته باشد و مرا حفظ کند! اگر مرا حفظ کند، دیگر خیلی خوب است! و اگر انسان، واقی داشته باشد چقدر خوب است! انسان در دریا میرود، در تهِ دریا برود، اگر واقی داشته باشد، داخل یک کپسول شیشهای برود و آنجا هم اکسیژن به مقدار معیّن باشد، خُب باکی ندارد. اینها که به آسمان، میروند خود را در یک محفظه و در یک فضای متناسبی درمیآورند؛ این وقایۀ آنها است. خدایا! وقایهای که ما از تو میخواهیم، آن واقی است که ذهن ما، فکر ما، سرّ ما را از توجّه به غیر خودت محفوظ بدارد و دائماً متوجّه به خودت کند و در این آستان محفوظ بدارد، و نگذارد که حتّی در یک لحظه این وِقایة شکسته شود و خللی در آن پیدا شود. این معنای واقیِ باقی است.
- معاد شناسی، ج ٥، ص ٢٢٣:
«معیشت ضَنک: یعنی معیشت ناگوار و با عُسرت و توأم با گرفتاری؛ نتیجۀ إعراض از یاد خدا است. گرچه اموال و ثروت فراوان باشد، ولی زندگی توأم با پریشانی و تشویش حواس و ابتلائات و بیبرکتشدن عمر و ثروت و فرزند میگردد، و شخص در فشار روحی و هجوم خاطرههای ناملایم و افکار شیطانی قرار میگیرد. ممکن است دارای تمکّن و قدرت و میلیونها ثروت باشد، ولی یک غذای راحت و بدون تشویش، و یک خواب راحت و با فکر فارغ، و یک نَفَس راحت نکشد؛ و این نتیجۀ اعراض از یاد خدا است.
کسی که از ربط با خدا و از یاد خدا إعراض کند، و از اعتماد و اتّکای به خدا روی گرداند، لازمه و نتیجۀ زندگیِ دنیوی و معیشت او گرفتاری است.»
- معاد شناسی، ج ٥، ص ٢٢٣:

