کیفیت ذکر دائمی خداوند و اهمیت دوام بر عمل
4اهمیّت رفق و مدارای با نفس در سیر و سلوک
در بسیاری از روایتهایی که سندش هم صحیح است داریم و مفاد آن روایات این است که: «در عبادات، طریق رِفق را پیشه کنید!»1 یعنی مدارا، مدارا کنید با عبادت؛ به اندازهای که ذهن و نفستان کشش دارد، شوق و عشق دارید، عبادت کنید! خسته میشوید رها کنید. اگر دو رکعت نماز شب خواندید و دیدید گیج هستید، بخوابید، گیجیتان که برطرف شد دو رکعت دیگر. حتماً از انسان التزام نگرفتند که فلان مقدار نماز مستحبّی بخواند؛ نه، اینها را مستحب کردند تا اینکه نفوس، به اندازۀ آنمقداری که استعداد و کشش دارند، انجام دهند. یک نفسی است که یک شب حال دارد صد رکعت نماز بخواند؛ یکوقتی انسان از آن صد رکعت در یک شب، دو رکعتش را هم نمیتواند بخواند، حال ندارد، خب نخواند! مستحبّات معنایش این است دیگر به اندازهای که [شوق دارید عبادت کنید].
تمثیل زیبای روایی از عدم رِفق با نفس
در یک روایتی وارد است که:
شخصی که در عبادات تند میرود، مثل آن اسبسواری است که نه راه را طی میکند و نه پُشت و کمر برای این اسب میگذارد!2 اگر انسان روی اسب سوار شود و با مدارا برود، هم آن حیوان خسته نشده و هم انسان به مقصد میرسد، یک ساعت دیرتر، یک روز دیرتر؛ امّا اگر تند برود، نه به مقصد میرسد، حیوان هم وسط راه میافتد دیگر، کمر برایش نمیماند.
انسان هم که دنبال عبادت بدود، از آن عبادتهای سنگین، نفس خسته میشود و یکمرتبه رها میکند. لذا میگویند: تب تند، زود بار را میگذارد. اشخاصی که خیلی داغ میشوند و مشغول عبادت میشوند، زود خسته میشوند و رها میکنند. اگر به مدارا و ملایمت به نفسِ خود کمکم بخورانند آنچه را که اشتها دارد، از آنچه مناسب است با او از اذکار و توجّه و... همیشه نفسشان به حال عشق و ذوق است و خسته نمیشود، و دست هم برنمیدارد و بار را هم روی زمین نمیاندازد.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به رسالۀ لبّ اللّباب در سیر و سلوک اُولی الألباب، ص ١٠٦؛ رسالۀ سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص ١٤٨، تعلیقه ١.
- الکافی، ج ٢، ص ٨٧:
«عَن أبیعبدِاللهِ علیه السّلام قالَ: ”قالَ رسولُ اللهِ صلَّی الله علیه و آلهِ: یا علیُّ، إنّ هذا الدّینَ مَتینٌ؛ فأوغِل فیهِ بِرِفقٍ، و لا تُبَغِّض إلیٰ نَفسِکَ عِبادةَ رَبِّکَ، فإنَّ المُنبَتَّ (یَعنی المُفرِطَ) لا ظَهرًا أبقیٰ و لا أرضًا قَطَعَ.“»

