فلسفه و حكمت هبوط حضرت آدم علیه السلام به عالم دنیا
16اینها چیزهایی است كه ما باید این مطالب را در مغز خودمان و در نفس خودمان بیابیم، خودمان را باید خلاصه دریابیم و دریابیم كه مطلب كجاست و چه جوری است. و نباید به این و آن خندید، من آمدم مثال زدم و اسم هم نمیآوریم و نباید هم اسم آورد، علی كل حال شخصیت افراد محترم است و انسان نباید اسم بیاورد. امّا از باب اینكه بدانیم كه خودمان را به چه نحو جلو ببریم.
شیطان آمد شروع كرد یكی یكی برای حضرت آدم توضیح دادن: این گندم را میبینی، این مال این است، این گندمرا میبینی مال این است، اگر بروی چه میشوی، اگر بروی مردم میآیند، اگر بروی قوم و عشیره پیدا میكنی، اگر از این بخوری اینطور میشوی، تمام آنچه را كه در این دنیا بر سر من و سركار میآید در آن عالم برای آدم و حوّا توضیح داد، همه را توضیح داد، كه این دنیا این است، این دنیا این است، خصوصیت این است، بیا دارد، برو دارد، سلام دارد، صلوات دارد، برای سلامتی حضرت آقا صلوات بفرستید، خدا سایه آقا را بر سر ما مستدام بدارد، نمیدانم تا ظهور فلان چه كند، و از این حرفها، این دنیا همه را دارد.
در همین سنه اخیر همین امسال كه خداوند توفیق تشرّف حجّ را قسمت ما كرد، یك روز یكی از رفقا آمد برای من تعریف كرد، رفته بود برای دیدن یك شخصی، در منزل و در بعثه یكی از همین آقایان، خب خیابانی بوده، بعثهها همه بودند، به مسائل مردم رسیدگی میكردند به احكام شرعی رسیدگی میكردند، روز شهادت امام باقر علیهالسّلام روز هفتم ذیالحجّه خب مجالسی در آنجا بوده، این شخص هم منبر رفته بود، خب افرادی بودند، آقایان بودند جمعیتی بود، راجع به امامباقر علیهالسّلام صحبت و قبل از اینكه بخواهد برود صحبت كند به این شخص گفته بود كه در مجالس آقایان، صحبت كردن خیلی مشكل است و خیلی خلوصنیت میخواهد و خیلی خلاصه قصد وجه و قصد قربت ... و هر وقت من بخواهم در یك همچنین مجالسی بروم صحبت كنم، اوّل نذر میكنم، پانصدصلوات نذر میكنم بفرستم كه بتوانم خلوص نیت خودم را تأمین كنم، قصدقربت خودم را تأمین كنم، گفتم: خب ایشان چه كردند؟ گفت: هیچی رفت بالای منبر، ولی خب آخر سر خراب كرد. گفتم: معلوم است دیگر چكار كرد؟

