
علت خلقت شیطان
علت خلقت شیطان
18امام حسین علیهالسلام عربدهكش نمیخواهد، آدم میخواهد، عاقل میخواهد، متین میخواهد، سنگین میخواهد، وزین میخواهد، با اخلاق میخواهد، با ادب میخواهد، با فرهنگ میخواهد، امام حسین علیهالسلام اینجور افراد میخواهد. شما نگاه به واقعه عاشورا بكنید، از اوّل تا آخر واقعه روز عاشورا همه ادب، متانت...، تنها چیزی كه در واقعه عاشورا نیست احساسات است، احساسات در این قضیه (اصلاً)... اگر احساسات باشد دیگر عاشورا، عاشورا نیست. از اوّل تا آخر قضایای عاشورا یكییكی بیایید نگاه كنید از آن اوّل تمام این قضایای عاشورا همه بر اساس عقل است و اصلاً احساسات در اینجا وجود ندارد.
امام حسین علیهالسلام یكی یكی رفتار آن افراد را زیر نظر میگیرد، این الآن دارد چه كار میكند، آن الآن دارد چه كار میكند، این الآن میتواند؟ این الآن میتواند این را انجام بدهد یا نمیتواند انجام بدهد؟ این الآن قابلیت برای شهادت دارد یا ندارد؟ این الآن میتواند این مسئولیت و این مأموریت را انجام بدهد یا نه؟ یك دقیقه مطلب این طرف و آن طرف نمیشود، یك دقیقه مطلب به این كیفیت نمیشود.
عابس بن شبیب شاكری میآید خدمت سیدالشّهدا علیهالسّلام حضرت میگویند نگهدار، الآن نرو. حر میآید خدمت سیدالشّهداء حضرت میگویند برو؛ میگویند صبر كن؟ نه، حضرت اجازه میدهند برو چرا به او اجازه میدهند برو. بخاطر اینكه این نفسش نمیتواند این شرمندگی و خجالت در قبال اهلبیت سیدالشّهداء را تحمّل بكند، این نمیتواند ببیند، حضرت این را می دانند میگویند برو، لذا حر اوّلین كسی است كه دارد میآید، امّا آن یكی دارد میآید میبیند برادرش فوت كرده به شهادت رسیده میگوید من هم بروم؟ حضرت میگویند نه وایسا تو الآن نگاه به برادرت كردی احساساتت آمده، صبر میكند وقتی که این قضیه برادر از دلش میرود كنار، بعد حضرت میگویند خب حالا برو. یك به یك اگر ما بخواهیم نگاه كنیم میبینیم در قضیه عاشورا منطق، منطق عقل است. نه داد است، نه بیداد است، نه فریاد است، نه عربده كشیده است، نه هر چرند و مزخرفی را گفتن است، نه به هر كیفیتی مردم را به گریه در آوردن است و نه به هر كیفیتی عزاداری كردن است، این حرفها را نداریم.
