علت خلقت شیطان
8مطلب سوّم اینكه: اشتغال انسان به اوامر و به نواهی پروردگار باشد؛ خداوند در اینجا چه گفته. خدا در آنجا چه گفته، از خودمان اضافه نكنیم، كم نكنیم، قاطی نكنیم، توجیه نكنیم، تأویل نكنیم، منظور پیغمبر این است، منظور پیغمبر آن است، هان؟ جمله اشتغال، همانی که هست. وقتی میگویند این، همین این تمام شد. وقتی میگویند آن همان، تمام شد. امر و نهی را ما به خدای متعال بسپاریم نه اینكه به نفس خود و به توجیهات و تسویلات نفس خود بسپاریم، به تعبیرات خود بسپاریم. در تكالیفی كه خداوند برای ما مقدّر كرده پیش فرض نداشته باشیم؛ اوّل با پیشفرض...، بعد بیاییم ببینیم حالا چه گفته است.
بعد از زمان مرحوم آقا رضوان اللَه علیه یك مطالبی پیدا شد؛ یك دفعه چند نفرخواستند با ما ملاقات كنند گفتیم بفرمایید. وقتی كه وارد شدند رو كردم به آنها گفتم: با پیش فرض آمدید اینجا با من ملاقات كنید یا بدون پیش فرض؟ گفتند: بدون پیش فرض. گفتم بفرمایید. گفتند: آیا میتوانیم صدای شما را ضبط كنیم؟ گفتم: صبر كن مگر نگفتی من بدون پیش فرض آمدم برای چه میخواهی صدا را ضبط كنی؟ میخواهی ضبط كنی بلند شوی بیرون...؟ تو آمدی اینجا حرف را بفهمی برای چه میخواهی صدا را ضبط كنی؟ حالا ضبط كن من كاری ندارم، ما صحبت مخفی و اینها نداریم. ولی مگر شما نگفتید ما بدون پیش فرض آمدیم. پس این یک هیچ، حالا شروع كن. شروع كردیم به صحبت، در بین صحبت گفتم: نظر شما راجع به این قضیه چیست؟ گفتند: میخواهیم نظر شما را بدانیم. گفتم: دو هیچ، من دارم از شما سؤال میکنم میترسی حرفت را بزنی خب بگو، بگو دیگر. شما میگویی این مسأله، من میگویم من دارم از شما سؤال میکنم؛ شما نسبت به این قضیّه چه نظری دارید نمیخواهی بگویی؟ میخواهی مچت باز نشود هیچی قضیه تمام شد.
برای خودمان پیش فرض نداشته باشیم. اگر با پیش فرض آمدیم در یك جا به نتیجه نمیرسیم؛ چون این ذهن پر است، این مغز پر است، برای خودش ساختمان را ساخته است. حدّاقل اگر ساختمان را هم نساخته باشد همان محیطی را كه مساحتی را كه آماده كرده است، همان خودش نشان میدهد چه نقشهای را باید در این زمینه و در این گستره پیاده كرد.

