
فلسفه خلقت شیطان
علت و فلسفه خلقت شيطان. شرح فقره: فاذا اكرم اللَه العبدَ بهذه الثلاثه هان عليه الدنيا و ابليس و الخلق. 1 توضيحي راجع به مسأله تقليد و شرائط مرجع تقليد. 2 ذكر قضيهاي از مرحوم علّامه طباطبائي در بيان شروط مرجع تقليد و حيرت و تعجب فردي از آن. 3 توضيحي راجع به فرمايش امام صادق عليه السلام مبني بر پرهيز افراد از اينكه خود را در معرض فتوا قرار دهند: اهرب من الفُتيا فرارَك من الاسد. 4 ذكر حكايتي از مرحوم علّامه طهراني مبني بر تغيير عجیب حال ايشان در پي مشاهده فردي در حرم امام رضا عليه السلام كه دو پاي خود را در جنگ تحميلي از دست داده بود. 5 حميّت و غيرت و احساس مسئوليت بينظير مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با جريانات و وقايع مختلف. 6 انسان از فردي بايد تقليد كند كه امين بر دين و دنياي افراد است. 7 توضيحي راجع به كيفيت نفوذ شيطان و وساوس او در حضرت آدم عليه السلام و انسانها. 8 ملائكه و موجودات مجرد از آن جهت كه به مرتبۀ فعليت عقلاني به حسب مراتب خود رسيدهاند شيطان قدرت نفوذ در آنها را ندارد. 9 تفسير آيۀ 27 سورۀ مباركۀ اعراف و بيان حقيقت معناي گندمي كه حضرت آدم و حوا عليهما السلام از آن منع شده بودند،(يا بَني آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ...) 10 تفسير آيۀ 22 سوره مبارکۀابراهيم مبني بر اينكه شيطان هيچگاه اراده و اختيار انسانها را از ايشان سلب نميكند:( وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ...) 11 تفسير آيۀ 44 از سورة مباركۀ اعراف: (وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا...) 12 ذكر حكايتي از مرحوم آقاسيد جمال الدين گلپايگاني مبني بر مشاهده ارواح برخي طوايف عرب در واديالسلام نجف توسط ايشان. 13 بر اساس آية 99 و 100 سورة مباركۀ نحل شيطان نسبت به افرادي كه به پروردگار متعال ايمان آوردهاند و به او تنها توكل ميكنند هيچگونه سلطنت و احاطهاي ندارد. 14 سلطنت و وساوس شيطان سبب اطلاع انسانها بر نقاط ضعف وجودي خويش و تلاش ايشان براي اصلاح و درمان آنها ميشود.
فلسفه خلقت شیطان
4وقتی كه مرحوم آقا میفرمودند تقلید از قلاده میآید یعنی گردنبند انداختن، یعنی زمام او را به دست كسی دادن. وقتی شخصی از فردی تقلید میكند معنایش این است كه من دینم را، مالم را، جانم را و ناموسم را به تو سپردم، این معنا، معنای تقلید است. ما کمی سرمان درد بكند یك هفته میگردیم تا اینكه بهترین فرد را پیدا كنیم و برویم مراجعه كنیم، یك سر درد. کمی دلمان درد میگیرد هر كه هر چه گفت گوش نمیدهیم، آنوقت كسی میخواهد دین خودش را..., حالا متوّجه میشویم چقدر مبانی فرق كرده و فهم در اصول به چه مرتبهای تنزل پیدا كرده؟ آقا دو نفر بیایند بگویند فلانی اعلم است كافی است! همین! تمام شد و رفت. انسان دین خودش را، مال خودش را، جان خودش را و ناموس خودش را به شخصی به عنوان امین از جانب پروردگار بسپرد بر این اساس كه در روز قیامت آن فرد مسئول باشد از تمام آن قضایائی كه بر او در طول زندگانی پیش میآید، برایش این فرد مسئول باشد.
چندی پیش بود یك قضیهای به یك مناسبتی اتّفاق افتاد، من این قضیه را به چند نفر از دوستانی كه از طهران آمده بودند عرض كردم، الآن به یادم آمد، گفتم كه این قضیه برای مرحوم آقا پیش آمده بود الان برای رفقا بگویم كه مسئله قبول مسئولیت و تعهّد نسبت به دین مردم چقدر مشكل است و خواهیم رسید در این فقرهای كه امام علیهالسّلام میفرماید فِرَّ مِنَ الْفُتْيَا فَرارَکَ مِنَ الْأَسد1. [از فتوا دادن فرار کند همچنان که از شیر درنده فرار میکنی] وقتی كه در باغ وحش میروید فرض کنید [اتّفاق افتاده است] در بعضی از قفسها باز میشود و یك شیر بیرون میآید، چه حالی پیدا میكنید؟ فكر كنید، فكر كنید... (حالا به دوستان، فضلا و سروران خودم عرض میكنم که مسئله نسبت به كلّیت و ملاكش نسبت به سایر امور هم هست. البتّه هر شخصی میتواند در آن محیط مسئولیت خودش با تنقیح ملاك و تنقیح مناط این مسئله را احساس كند) یك مرتبه فرض كنید كه دَرِ آن محوطه و قفسه باز شد و یك شیر بیرون آمد، چه حالی در آنجا پیدا میكنید؟ امام علیهالسّلام میگوید این حال را در خودت ترسیم كن، وقتی میخواهی فتوی بدهی برای مردم، فرار كن از فتوی! همانطوری كه دَرِ باغوحش باز میشود و یك شیر بیرون میآید، هر موقعیتی را میخواهی پیدا كنی، اگر درخت شده میخواهی بروی بالا، از ستون شده میخواهی بروی بالا، پرواز كنی، در آب بیفتی، به زمین بروی مشخص است دیگر، آقا یك شیر دارد میآید:
- امام صادق علیه السلام در حدیث شریف عنوان بصری وَ اهْرُبْ مِنَ الْفُتْيَا هَرَبَكَ مِنَ الاْسَدِ
