
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
15پس بنابراین دیگر كسی نیاید بگوید شیطان ما را گول زد و ما اختیار نداشتیم! كاری كه شیطان میكند هیچ دخل و تصرّف در ما نیست؛ رفقا بدانید: شیطان در ما تصرّف نمیكند ماییم كه در خود تصرّف میكنیم. وسوسه را كه بهوجود میآورد؟ شیطان، در آن حرفی نیست. چطور وقتیكه نماز میخوانیم گردن خدا نمیاندازیم گردن خودمان میاندازیم امّا وقتیكه گناه میكنیم آقا ببخشید شیطان ما را گول زد. چرا اسم شیطان را اصلًا میآورید؟ میخواهی از زیر بار مسئولیت شانه خالی كنی میگویی شیطان، بگو خودم. چرا وقتیكه نماز میخوانی نمیگویی آقا خدا باعث شد كه من نماز بخوانم، وقتی روزه میگیری نمیگویی خدا باعث شد من روزه بگیرم، وقتی حج انجام میدهی نمیگویی خدا باعث شد من حج انجام بدهم، تازه سه تا منّت هم سر خدا میگذاری، زن و بچّه را ول كردم آمدم حج. هان؟ چرا این را نمیگویی؟ امّا وقتیكه نوبت ... آقا ببخشید دیگر چه كار كنیم شیطان گولمان زد یك كار غلطی كردیم و خلاصه یك خلافی كردیم. چرا اسم شیطان را میآورید جلو؟ شیطان چه كار كرده؟ شیطان همان كار را انجام داده كه ملائكه كردند. هیچ گناهی ندارد به شیطان چه مربوط است، شیطان چه كار كرده؟ یك وقت شیطان میآید گریبان ما را میگیرد و به این عمل وا میدارد آن موقع حق اعتراض داریم.
كاری كه شیطان میكند با كاری كه ملائكه میكنند هر دو یكی است. منتها ملائكه انسان را وسوسه میكنند به سمت عالم نور و عالم روحانیت و قرب به پروردگار و به سمت عالم تجرّد و به سمت عالم انبساط و عالم بهجت و بها. شیطان انسان را وسوسه میكند به سمت عالم غرور، به سمت عالم كثرات، به سمت عالم دنیا و به سمت ظلمات و شهوات و لذائذ و هواهای نفس. پس هر دو یك كار انجام میدهند شكلشان فرق میكند. نه ملائكه انسان را در تحت تسخیر و اجبار برای وفود نسبت به آن عالم قرار میدهند و نه شیطان گریبان انسان را میگیرد و انسان را وارد در كاری میكند هیچكدام. اگر ملائكه انجام بدهند ما هنر نكردیم و اگر شیطان انجام بدهد عقاب متوجّه ما نیست و تكلیف متوجّه ما نیست، هر دو یك كار انجام میدهند. شیطان را باید لعنت بكنیمها پس بیخود نه بیاییم اضافه بر آنچه كه خدا فرموده برگردن شیطان بگذاریم نه آقاجان! تقصیر خودمان است همه چیز تقصیر خودمان است و نه اینكه اضافه بر آنچه كه ملائكه و نفوس مجرّده و عالم ارواح برای ما انجام میدهند ما اضافه بر آنها قرار بدهیم، ابدا. فلذا اصل و اساس برای تربیت و سیر و سلوك الی اللَه عبارت است از اختیار، اختیار در هرجا بود سلوك است و اختیار در هرجا نبود سلوك نیست.
