
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
25امّا در اینجا این حرفها نیست بیا ببین و اختیار كن. اگر دیدی و خلاف اختیار كردی فردا مسئولی. اگر ندیدی و اختیار كردی فردا میگوید چرا اختیار كردی؟ این راه این است، این مسیر این است. اوّل ببین، حقّ را تشخیص بده بعد خودت میدانی، تا حق را تشخیص ندادی اینجا با جای دیگر از این نقطه نظر هیچ فرقی نمیكند. همان چوبی را كه در رفتنِ به جای دیگر در روز قیامت بر ما خواهند زد همان چوب را خدا بر گرده افرادی كه در اینجا بیایند و كوركورانه و از روی هوا و شایعات و تبلیغات و بدون تدبّر و تعقل بپذیرند خواهد كوفت، مسئله این است. دو دوتا چهارتا و شوخی بردار هم نیست.
مرحوم آقا فرمودند: برو آقا امتحان كن. میرود امتحان میكند، میآید میگوید این سید محیی است.1 آنجا همدیگر را نگاه نكرده بودند، با هم صحبت كرده بودند، مطلب گفتند. مگر من ایشان را ندیده بودم، مگر من پدرم را ندیدم، مگر من بقیه را ندیدم؟! شما خیال میكنید من همینطوری ... ما كه تسلیم نبودیم الآن اعتراف میكنیم تسلیم نبودیم و فقط غیر از اذیت چیزی برای ایشان نداشتیم چه عرض كنم دیگر حالا نمیخواهم تعبیراتی بیاورم باعث ناراحتی رفقا بشوم ولی بالاخره دیدیم دیگر، آن را كه دیدیم نمیتوانیم انكار كنیم. همه را دیدیم رفقا، بنده همه را دیدم، همه افراد در همه سطوح، در همه مراتب را دیدیم.
گفت:
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار *** چه كنم حرف دگر یاد نداد استادم2 انسان باید با اختیار باشد. ها نتیجهاش این میشود. آنموقع بارت را بر دوش باركش نینداختی و به همان مرام ادامه دادی نتیجهاش این میشود كه عاقبت عمر به كجا كشیده شد مسیرت به كجا كشیده شد. چرا؟ حالا آن دنیا از تو میپرسند چرا دستگیری كردی؟ چرا شاگرد داشتی؟ میگویند خودت را چه كردی. به تو چه مربوط است، كه گفت بیایی دستگیری كنی؟ كه گفت این همه مرید برای خودت جمع كنی؟ كه گفت این همه شاگرد برای خودت جمع كنی؟ كه گفت جوری آنها را راهبری كنی كه آنها تصوّر كنند غیر از تو كسی وجود ندارد؟ آیا راه را برای آنها باز نگه داشتی؟ یا نه، با چهار چشم مواظب بودی كه از اینجا به جای دیگر تخطی نكنند، جای دیگر نروند. ترس از چه؟ مبادا ول كنند تو را؟ مبادا تو را رها كنند؟ ها؟ اینها همه چیست؟ وَ ما يَعِدُهُمُ. اگر این برود آنجا دیگر تو را ول میكند ها! نه آقا دیگر مسجد دیگری نباید رفت، دیگر شما هرچه میخواهید در همینجا پیدا خواهید كرد، در همینجا بهدست میآورید! اگر خواست برود شروع میكند تمام نقیصهها و تخیلات خودش را راجع به آنها به این بیان میكند كه قطعش كند. برود بلند شود برود، بلند شود به آن مجلس هم برود، بلند شود آنجا هم برود، همه مطالب را ببیند، همه را بفهمد، با عقل خودش و با اختیار خودش هركدام را كه خواست بپسندد. به من چه مربوط است؟ به كسی دیگر چه ارتباطی دارد هر كسی باید در راه و در مسیر باشد.
- روح مجرّد، ص ١٦٠.
- ٢. ديوان حافظ، غزل شماره ٣١٨
