
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
29یك بنده خدایی بود میگفت از فلانجا برای من یك نامه دادند كه اللَهم كن لولیك فلان اسم بردند فی هذه لاالهالااللَه، لاالهالااللَه و بعد این مطالب را با یك خندهای میگفت. ولی من گفتم نه، من قابل نیستم و این حرف ها! عجب! اللَهم ... نعوذ باللَه، كجا ما داریم میرویم؟ به كجا داریم میرویم هان؟ این مسكین نمیداند كه با رو به زمین خورده و این قابل نیستم را شیطان دارد میگوید. [گفته بود] من در جواب نوشتم: نه ما قابل این القاب نیستیم. شیطان دارد جواب میدهد قابل نیستیم، شیطان دارد تواضع میكند! مرد حقّ آن پدر من بود كه وقتی یك نفر آمد پایش را ببوسد چنان با عصا بر كمرش زد گفتیم این كمرش دوتا شد. پای من را میبوسی؟ هان؟ بازی درمیآوری، مرا داری بازی میدهی؟ این دیگر آن كاری كه میكند شیطان نیست این خودش دارد میكند. و بلند گفتند برو گُم شو! باز برو گُم شو!
در صحن حضرت معصومه سلام اللَه علیها با چشم خودم دیدم یك نفر از این اقطاب دراویش داشت میآمد چند نفر هم با یك متر فاصله از عقب، یك مرتبه دو نفر از آنطرف آمدند تا به این رسیدند افتادند به حال سجده پای این را بوسیدند و ایشان همینطور بزرگوار، قشنگ، خیلی منظم و مرتب ایستاد تا آنها مراسم و آداب سلوك را آن دولوك است نه سلوك! كاملًا به نحو احسن انجام دادند بعد اذن و ترخیص فرمودند كه اینها بروند و به آن چهار نفر ملحق بشوند شدند شش نفر. يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ هود، ٩٨ خودش و تمام دارودستهاش را میآورد با سر همه را میاندازد در جهنم. تمام اینها چیست؟ آن میشود كلك و حقهبازی، این میشود حقّ. التفات كردید؟!
در مقابل حق شوخی نباید كردها! بجنبید زده، یك كمی یك فكر بیاید زده. او هم دارد دستگیری میكند، او هم دارد ارشاد میكند دیگر خدا به داد ارشاد او برسد! حالا چه اسمی دارد دیگر او دارد ارشاد میكند! او میشود مرد حق. و ما در این قضیه از پدرمان حكایتها داریم، یك انبان من حكایت دارم از اینگونه مواردی كه نشان میدهد، بالاخره انسان میفهمد. ما كه هیچ، افرادی كه با ایشان ارتباط نداشتند میفهمیدند. این مسیر مسیر است.
