
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
علت و فلسفه خلقت شيطان شرح فقره: فاذا اكرم اللَه العبدَ بهذه الثلاثه .هان عليه الدنيا و ابليس و الخلق. 1 امام صادق عليه السلام سهل و آسان شدن مسائل دنيا و خلق و تسلط و احاطة شيطان بر انسان را متوقف بر تحقق سه امر در وجود انسان ميدانند. 2 حركت و سير انسان بسوي پروردگار متعال و رسيدن او به نهايت درجه رشد و كمال متوقف است بر شيطان و وساوس او. 3 بيان ديدگاه و نظر اولياء الهي در ارتباط با شيطان و فلسفه وجودي او در قبال ساير ديدگاهها. 4 بيان برخي از مطالب كه در مجالس ترحيم رعايت آنها لازم و ضروري ميباشد. 5 ذات پروردگار متعال اصل خير و منشأ آن بوده و آثار و تراوشات آن ذات هم خير محض و حسن و صلاح ميباشد. 6 توضيحي راجع به مراتب مختلف وجودات خارجي بر اساس ميزان و كيفيت اتصاف ايشان نسبت به اسماء و صفات پروردگار متعال. 7 توضيحي راجع به حقيقت روح و نفس انسان در نحوۀ ارتباط با بدن مادي. 8 تفسير آيه 29 سورۀ مباركه حجر: (فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ ) 9 آنچه سبب تمرّد و فرمانناپذيري شيطان نسبت به سجده كردن بر انسان شد آگاهي او از حقيقتي بود كه خداوند متعال در وجود انسان قرار داده بود. 10 بيان يكي از اسرار الهي توسط مرحوم حداد رضوان اللَه عليه در ارتباط با علت تمرّد و عدم سجده كردن شيطان بر انسان. 11 تفسير آيۀ 62 از سورۀمباركه: اِسراء:( لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلاَّ قَليلاً) 12 تنها افرادي كه به مقام مخلصين رسيدهاند از گزند شيطان و وساوس او در امان و مصون ميباشند. 13 تفسير آيۀ 64 از سوره مباركه اِسراء:( وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ...) 14 توضيحي راجع به معناي انسان كامل. 15 بيان حقيقت معناي سلوك الي اللَه. 16 بيان ميزان و محدودة نفوذ شيطان و وساوس او در افراد و اينكه نفوذ و سلطنت او به هيچ وجه از افراد سلب اختيار نميكند.
استفاده سالک از شیطان برای طی طریق
6قابلیتهای وجودی در اشیاء خارجی متفاوت است یك شیء جماد است، یك شیء نبات است؛ یعنی همان جمادیت را دارد به اضافه رشد و تكثّر و تولید مثل. یك شیء دیگر را شما میبینید اینها حیوان است همان خصوصیات را دارد و اضافه و همینطور تا به یك مرتبهای میرسد كه ملائكه هستند و در آن مرتبه عقل تام حاكم است و صلاح تام و حُسن تام در همان مرتبه كه در آن مرتبه استعداد وجود ندارد بلكه فعلیت فعلیت محض است كه آن عالم عالم ملائكه هست. از عالم ملائكه بالاتر خدای متعال موجودی را خلق كرده است كه آن موجود مرتبهاش مرتبهای است بالاتر و فعلیت او عین فعلیت خود ذات پروردگار است؛ یعنی وجودی را كه خدای متعال قالببندی كرده است وجود خود را به صورت محدود با تمام صفات و با تمام شرایط و با تمام خصوصیات ذات خلق كرده است.
پس بنابراین این وجود كه همان وجود نازله پروردگار هست به اسم انسان در این عالم تحقق پیدا میكند. این وجود، وجود انسان است. روحی كه از این وجود تراوش كرده است و از ذات پروردگار تنازل پیدا كرده و در كالبدی به اسم جسم استقرار یافته است. البته این مجازاً است در این كالبد، كالبد در تحت تسخیر روح است، نه اینكه روح ... چون مجرّد نمیتواند ظرف ماده بپذیرد. این ظرف كه ماده است در تحت تسخیر روح و در تحت تسخیر نفس است تسخیر بالفعل، تسخیر بالفاعلی و این نفس نفس قابل است، بدن بدن قابل میشود. این روحی كه از ناحیه پروردگار آمده است، در اینجا این روح به عنوان یك موجود مجمل كه میخواهد آثار پروردگار را در خارج به نحو كلّی بروز و ظهور بدهد، این موجود مجمل برای رسیدن به این مرتبه فعلیت باید یك دوری را بگذراند، باید یك سیكلی را طی كند، باید یك راهی را برود كه خود را از آن مرتبه اجمال كه مرتبه ذات است و آن مرتبه مرتبه هوهویت است و در آن مرتبه نه اشارهای میتوان كرد و نه میتوان از او سخنی گفت و نه میشود نسبت به آن مرتبه تفكر كرد و فكر انسان نسبت به آن مرتبه از این نقطه نظر الكن است كه خودِ فكر یك پدیده مادون ذات است؛ چگونه ممكن است پدیده مادون ذات پروردگار بتواند به كنه ذات پروردگار احاطه علمی و اشراف علمی پیدا بكند؟! بناءً علی هذا میتواند تصوراتی و مبهماتی از آن مرتبه داشته باشد.
