تفاخر و کثرت طلبی در مكاتب مادى و ماتریالیستى
12خداوند متعال پائینتر از همه این عوالم را كه همین عالم خاك و عالم زمین است همین كره زمین واقعاً چقدر است؟ پائینتر از همه اینها را كه خاك است، مقام خلافت الهی را به این خاك داده. این همان چیزی است كه شیطان را فریب داد و گول زد و تصوّر كرد كه نه، آن شیطان اگر توحیدش خوب بود اگر فرض كنید میآمد و كاملًا نسبت به مسائلتوحیدی وارد میشد و نقاط ضعف خودش را جبران میكرد و به حقیقت توحید وارد میشد، آنوقت متوجه میشد كه در حقیقت توحید، بین خاك و بین بالاترین مرتبه از مراتب وجودی فرقی ندارد. آمد فرق گذاشت و آن فرق او را به زمین زد! امّا در حقیقت توحید، این مسئله وجود ندارد. چرا؟ چون لازمه مقام جمعیت پروردگار كه سریان حقیقت هوهویت در مظاهر واحدیت است اقتضا میكند كه هیچ تفاوتی بین مراتب خلقت و مراتب فیض وجود نداشته باشد كه حالا یك بحث جدایی برای خودش دارد.
پس بنابراین دنیا با این وضعیت و با این كیفیت هیچ نقصی ندارد بلكه یك مرتبه از مراتب وجود است، چطور اینكه مراتب بالای وجود نقص ندارند و هركدام در رتبه خود در وضعیت عالم خلقت جایگاه خاص به خودشان را دارند همینطور عالم دنیا هم به همین كیفیت و به همین نحو جایگاه خاصّ به خودش را دارد. آنچه كه مذموم است و ما را بر حذر داشتند و از توجه و گرایش به او ما را بیم دادهاند توجه به این دنیا است و این دنیا را اصل قرار دادن است، این دنیا را به عنوان پایه و اساس برای تفكرات قرار دادن است، این آن مسئلهای است كه انسان را نسبت به این مسئله بیم میدهند.
بودن در این دنیا شرط رسیدن به فعلیتهایی است كه باید استعدادهای خود را به آن فعلیتها برسانیم. اگر در این دنیا نباشیم استعدادهای ما به فعلیت نخواهد رسید؛ یعنی اگر چنانچه برای یك فرد شصت سال خداوند متعال زمان در نظر گرفته باشد و بگوید من در این شصت سال كاری انجام نمیدهم و دست روی دست میگذارم و به آنچه كه وظیفهام است نمیپردازم اما در عالم برزخ و در عالم مثال كه هزارها سال در آنجا طول میكشد تا به قیامت، من در آنجا به كار بپردازم بداند كه به اندازه یك میل در عالم برزخ و در عالم مثال حركت نخواهد كرد. حركتی را كه انسان باید انجام بدهد و آن حركت انسان را به كمال برساند رفقا دقت كنید خیلی مسئله دقیق است خیلی دقیق است این مسئله را كه بگویم همه متوجه بركاتی خواهیم شد كه خدای متعال این بركات را برای ما قرار داده آن مسئله این است كه ما به آن مقداری كه خداوند برای ما در این دنیا در پرورنده ما امد و اجل قرار داده، برای یكی پرونده شصت سال است، برای یكی پرونده چهل سال است برای یكی پرونده صد سال است برای یكی پرونده پانصد سال است افراد مختلف هستند عمرها مختلف است: وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ الأعراف، ٣٤ وقتیكه اجل بیاید به اندازه یك لحظه دیگر مهلت نمیدهیم؛ یعنی یك لحظه دیرتر و یا یك لحظه زودتر از آنچه كه ما در پرونده نوشتیم. اگر هزار بیمارستان عوض بكنی به اندازه یك لحظه عمرت به تأخیر نخواهد افتاد، اگر تمام دستگاههایابقاء حیات فیزیكی را از دنیا در این اتاق جمع كنی به اندازه یك لحظه كه هیچ، یك صدم لحظه، آنچه را كه در این نامه برای تو در نظر گرفتیم نمیتوانی به تأخیر بیندازی. میخواهی برو امتحان كن، امتحان كن كاری ندارد. از یك فردی كه اطّلاع دارد نه هر كسی، از یك فردی كه اطّلاع دارد بپرس كه عمر من چقدر است نبی باشد، امام علیه السّلام باشد یا ولیی باشد كه بر عالم ملكوت اشراف دارد بگوید در روز فلان و ساعت فلان و دقیقه فلان و ثانیه فلان، یاداشت كن اگر یك ثانیه دیرتر شد یا زودتر، امكان ندارد.

