تفاخر و کثرت طلبی در مكاتب مادى و ماتریالیستى
13سال آخر زمان حیات مرحوم آقا بود یك روز ما در منزل بودیم دیدیم یكی از آقایان مراجع از قم آمده برای مشهد و آمده برای دیدن آقا، ما هم نشسته بودیم و بلند شدیم رفتیم شربتی بیاوریم چیزی بیاوریم. آمدیم دیدیم كه مرحوم آقا میخندند و دیگر متوجه نشدیم قضیه چیست. وقتیكه صحبت تمام شد و رفت، آقا میفرمودند: میدانی این آمده به من چه میگوید؟ میگوید آقا شما از این رمل و جفر و علوم عجیبه از این چیزها بلدید؟ گفتم: خُب، حالا بالاخره مطلبتان چیست؟ میگفت میخواهم ببینم عمر من كی تمام میشود؟ آمدم از شما بپرسم كه اگر بر عمر ما اطّلاع دارید؟ ایشان فرمودند: اولًا كه ما این چیزها را بلد نیستیم، وانگهی حالا بر فرض بگویم كه تا دو سال دیگر شما عمرتان به سر میآید یا سه سال دیگر، خوب میخواهید چه كار بكنید؟ میفهمید حالا رفقا متوجه میشوند بر اینكه مطلب چقدر فرق میكند و فاصله چقدر است عمر من كی تمام میشود یعنی چه؟ فردا تمام میشود! خُب چكار میكنی حالا فردا، چكار میكنی؟ بلند میشوی میزنی توی سرت یا نه بلند میشوی كار عادی انجام میدهی؟! حالا هفته دیگر تمام میشود، همین كار را انجام میدهی دیگر، بالاخره با مردم معاشرت میكنی مدارا میكنی عمل خیر انجام میدهی، كارهایت را بر طبق موازین تطبیق میدهی، از زیادهروی و گشادهبازی پرهیز میكنی و امورت را ... حالا سال دیگر انجام بدهم! اتّفاقاً هنوز ایشان حیات دارد و انشاءاللَه خداوند هم صدها سال بر عمر اینگونه افراد بیفزاید تا ببینیم در آخر باز هم همین را میگویند یا نه؟ باز دوباره به دنبال ... ولی نه جان من! این مطالب نیست، بین یك ساعت و بین صدها ساعت و صدها سال فرقی نمیكند! اولیا اینطور هستند عارف اینطور است چه یك ساعت در اینجا باشی آن یك ساعت را بر طبق مقتضا و مبانی عقلانی و آنچه كه مورد نظر الهی است انجام خواهی داد، چه اگر به شما بگویند سیصد سال دیگر زندگی خواهی كرد. اگر بگویند سیصد سال دیگر زندگی خواهی كرد از این طریق عقلانی خارج میشوی؟ دست به تعدّی و جنایت میزنی؟ به سرقت و دزدی میپردازی؟ به اجحاف میپردازی؟ به تعدّی حقوق میپردازی؟ برای چه؟ چرا؟ چرا انسان این كار را انجام بدهد؟

