
تفاخر و کثرت طلبی در مكاتب مادى و ماتریالیستى
پرهيز ازتفاخر و تكاثر در امور . شرح فقره: فإذا اكرم اللَه العبدَ.... و لا يطلب الدنيا تکاثراّ و تفاخراً. 1 توضيحي راجع به معناي فخر و تفاخر و معناي كثرت و تكاثر. 2 در اين فقرۀ شريفه آنچه مد نظر امام صادق عليه السلام ميباشد و افراد را نسبت به آن تنبه و تذكر ميدهند مسأله تفاخر و تكاثر ميباشد نه فخر و كثرت. 3 امام صادق عليه السلام تحقق سه امر در وجود انسان را سبب سهل و آسان شدن دنيا و مسائل آن براي افراد بيان ميكنند. 4 ذكر حكايتي از مرحوم حاج آقا معين شيرازي بر خلوص نيت ايشان. 5 مشاهدۀ كاروان اهل بيت عليهم السلام در مسير دروازه شام و جريانات آن توسط مرحوم حاج هادي ابهري. 6 درخواست موعظه مرحوم حاج آقا معين شيرازي از مرحوم حاج هادي ابهري و بيان سه مطلب توسط ايشان. 7 ذكر حكايتي از مرحوم حاج آقا معين شيرازي در حيرت و سرگشتگي ايشان نسبت به موقعيت و جايگاه مرحوم حداد رضوان اللَه عليه و سهل و آسان بودن دنيا و مسائل آن براي مرحوم حداد. 8 بيان برخي از مطالب كه ذكر آنها در هنگام تناول نعمات الهي خلاف مسأله شكرگزاري و ادب در قبال پروردگار متعال ميباشد. 9 بيان نظر و ديدگاه مكاتب مادي و ماترياليستي نسبت به جايگاه انسان و وظائف او و مقايسۀ آن با ديدگاه و بينش الهي نسبت به انسان. 10 در فلسفه الهي محوريت حركت افراد بر اساس تطبيق رفتار و اعمال و كردار خود در راستاي رضايت پروردگار متعال ميباشد. 11 مرز ميان تفاخر و تكاثر با اقتصاد در امور به معناي اعتدال در هر مرتبه از مراتب فعل و عمل چه ميباشد؟ 12 سلوك بسمت پروردگار متعال عبارتست از حركت عقلاني كه پايه و ركن آن بر اساس عقل و منطق و رضايت پروردگار متعال استوار گرديده است. 13 بيان دو معنا از دنيا بر اساس اصطلاحات وارده از شرع. 14 توضيحي راجع به جايگاه عالم دنيا در نظام عالم خلقت و نسبت او با ساير عوالم. 15 بيان يكي از اسرار الهي در ارتباط با علت تمرّد و عدم سجدۀ شيطان بر انسان. 16 ذكر روايتي از امام باقر عليه السلام مبني بر ضيق و وسعت ناچيز عالم دنيا نسبت به عالم مثال و عالم مثال نسبت به عالم ملكوت. 17 تفسير آيۀ5 از سورۀ مباركه ملك:( وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطينِ...) 18 مراد از دنيا كه مورد نكوهش و مذمّت قرآن كريم و اولياء الهي قرار گرفته است چه ميباشد؟ 19 تنها مكان و محلي ك
تفاخر و کثرت طلبی در مكاتب مادى و ماتریالیستى
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
امام صادق علیه السّلام پس از فقره فَإذَا أكرَمَ اللَه العَبدَ بِهَذِهِ الثّلَاثَةِ هَانَ عَلَیهِ الدُّنیا و إبلیسُ و الخَلقُ میفرمایند: وَلَایطلُبُ الدُّنیا تَفَاخُرًا و لَا تَكاثرًا؛ دنیا را برای تفاخر و تكاثر نمیطلبد.
یك مسئلهای است به نام فخر و یك مطلبی است به نام تفاخر. یك مطلبی است به نام كثرت و یك مطلبی است به اسم تكاثر. فخر یعنی مایه مباهات؛ هر چیزی كه موجب مباهات و برتری بشود آن فخر است. علم و معرفت برای انسان فخر است، عطوفت و رحمت و نوع دوستی، مهارت و تخصص برای انسان فخر است. اموری كه از نقطه نظر ارزش كمالی برای یك شخص مایه مباهات است. امّا آیا ثروت مایه مباهات و فخر است؟ نخیر، مایه مباهات نیست. شخصیت مایه مباهات است؟ نخیر. انتساب به یك بزرگ و یك شخصّیت اجتماعی مایه مباهات است؟ نخیر، مایه مباهات نیست. ریاست مایه مباهات است؟ ابدا، موقعیت اجتماعی مایه مباهات است؟ خیر. پس فخر یعنی امری كه خودش فیحدّنفسه برای یك فرد موجب مباهات است و باید دارای ارزش كمالی و ارزش انسانی باشد.
تفاخر یعنی به دیگران فخرفروختن، اظهار كردن این مایه مباهات. فرض كنیم یك شخصی علم دارد، این علم فیحدّنفسه یعنی در درون خودش برای خودش مایه مباهات است. وقتی یك شخصی نسبت به یك مسئله اطّلاع دارد با دیگران تفاوت میكند اینكه قابل انكار نیست. پس وجود یك همچنین حقیقتی در نفس انسان مایه مباهات است، اما انسان بیاید این را به دیگران اظهار كند این میشود تفاخر.
جود و سخاوت و بخشش فیحدّنفسه مایه مباهات است؛ اگر شخصی شخص جوادی است، سخی است، اهل انفاق و ایثار است، خیلی كار پسندیدهای است. وجود نازله صفت پروردگار و مظهر صفت جود و سخاوت و اعطاء پروردگار است و خیلی هم ممدوح و پسندیده است. این صفت در همه شرایع به عنوان یك صفت كمالی برای فرد محسوب میشود. حالا انسان بیاید این را به دیگران اظهار كند؛ مثلًا بگوید من دیروز اینقدر پول دادم، اینقدر به فقیر كمك كردم، به فلان شخص این مبلغ دادم، در فلانجا فلان كار را انجام دادم. بخواهد اظهار بكند این میشود تفاخر.
