حقیقت دنیا از دیدگاه مكتب عرفان
13امام صادق علیه السّلام میفرمایند كه دنیا را برای تفاخر نمیخواهد. معنای این حرف چیست؟ معنای این حرف این است كه ما نگاه كنیم و ببینیم كه دنیا برای چیست. در جلسه گذشته عرض كردم كه دنیا عبارت است از موهبتی الهی كه خداوند متعال به تكتك ما به میزان مشخّصی بر طبق مصلحت خودش عنایت میكند تا اینكه از این دنیا به عقبیبرسیم، از این دنیا به آخرت برسیم. این میشود دنیا. بنابراین اگر ما بخواهیم یك توجیه منطقی برای دنیا بكنیم باید بگوییم عبارت است از حركت در عالم طبع و در عالم مادّه و عالم ظاهر بر اساس مبانی منطقی و مبانی عقلی و مبانی توحیدی كه همه اینها در یك راستا حركت میكنند؛ یعنی باید مبانی منطقی ما و عقلی ما با مبانی توحیدی یكسان باشد. اگر تفاوت كند، در آن مبنا قطعاً خلل و ایراد وجود دارد. كسی كه در دنیا حركت و زندگی میكند باید كارهایی را كه انجام میدهد، داد و ستدهایی را كه میكند، روابطی را كه در دنیا برقرار میكند، درسی را كه میخواند، موقعیت و مقامی را كه جستجو میكند، مالی را كه میاندوزد، به دنبال معامله و به دنبال كسبوكار كه میرود، به دنبال برقراری ارتباطات بین افراد و بین جامعه در جامعه حركت میكند، تمام اینها باید یك مبنای منطقی و مبنای توحیدی را در پشت خود داشته باشد این میشود دنیایی كه مورد نظر امام صادق علیه السّلام است.
بنابراین وقتی یك شخص دنیا را طلب میكند به دنبال این مطلب است كه آیا این حركتی را كه الان انجام میدهد به صلاح سیر اوست یا به صلاح نیست؟ این میشود مبنا، این میشود معیار. اقدامی را كه میكند آیا این اقدام به صلاح است یا به صلاح نیست؟ معاملهای را كه انجام میدهد، این معامله او را از رسیدن به این هدف باز میدارد یا او را برای رسیدن به این هدف تأیید میكند و تسریع میكند؟ ارتباطی را كه بین افراد قرار میدهد آیا این ارتباط جنبه منطقی و توحیدی دارد یا این ارتباط جنبه اعتباری دارد؟ مسئله بر اساس اعتبار است، چون موقعیتش این چنین است با او رابطه برقرار كنیم و اگر این فرد، فرد دیگری بود، نه! چرا وقتمان را تلف كنیم؟! مقامی را كه جستجو میكند آیا این مقام برای تثبیت شخصیت و اعتبارهای بافته در ذهن خود است یا در راستای تحقیق و تنزیل و تثبیت مبانی توحیدی دارد حركت میكند؟ كدام یك از اینهاست؟

