سِرّ تأخیر ورود حضرت سلیمان علیه السلام به بهشت
10عرض كردم در هفته قبل، وقتی عمر گفت برو، گفت من به حرف تو نیستم! مولایم گفت برو، میروم، نگفت، نمیروم، به تو كاری ندارم! صاف جلوی همه گفت! آقاست! برای خودش آقاست! آمد پیش امیرالمؤمنین گفت: این چه دارد میگوید؟! میگوید بلند شو برو مدائن! حضرت فرمودند: بلند شو برو!
این نحوه، این قسم به این كیفیت، چه بود؟ حضرت سلیمان نبود! حضرت سلیمان اقامه عدل را دنیا خواست ولی پیشنهاد دهنده بود، نه پیشنهاد پذیرنده. خدا هم گفت بسیار خب! پیغمبر هستی، اقامه عدل میكنی، این كار خیلی خوب است، انجام بده! بسیار خب بیا! ولی آن دنیا یك خورده نگه میداریم. این یك خورده نگه میداریم برای این قضیه است. این مسیر، مسیر اهل بیت است ها! مكتب اهل بیت آدم را همیشه در دنیا و آخرت آقا نگه میدارد. هم در دنیا برای خودش آقا است، هم در آخرت برای خودش آقاست، در تحت سایه ولایت اهل بیت. این مطلبی بود كه راجع به آن قضیه بود.
یكی از مواردی كه خیلی برای انسان ممكن است ایجاد خلط و اشتباه و انحراف كند مسئله علم است. بزرگان طریق و عرفاء نسبت به مسئله علم خیلی تذكر دادهاند، در كتابهایشان، در گفتارشان نسبت به این قضیه هشدار دادهاند. علم فیحدّنفسه تكبّر میآورد، دانش خودش موجب كبریائیت و موجب فخر میشود، و این مسئله حتی از مال هم بیشتر است، از جمال هم بیشتر است، از جاذبههای دیگر، این قضیه بیشتر است. كسی كه عالم است خود را یك سر و گردن از بقیه بالاتر میبیند. احساسی كه نسبت به دیگران دارد احساسخودیت و منیت و انانیت است، حالا در هر رشتهای میخواهد باشد فرق نمیكند. خود علم فیحدّنفسه، نفس را در یك لذت كاذبی قرار میدهد كه آن لذت كاذب، موجب خودبینی و خودمحوری او در ارتباط با دیگران و سایر افراد است. حال اگر این مطلب در مسائل الهی و در مسائل دینی قرار بگیرد، به لحاظ اهمیت مطلب، این قضیه ابعاد وسیعتر و بیشتری پیدا میكند.

