
سِرّ تأخیر ورود حضرت سلیمان علیه السلام به بهشت
سِرّ تأخیر ورود حضرت سلیمان علیه السلام به بهشت
24وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلى مُوسى وَ هارُونَ ما بر اینها منت گذاشتیم، اینها و قومشان را نجات دادیم و ما به اینها كتاب آشكاركننده حق از باطل را دادیم و ما اینها را به راه راست هدایت كردیم. اگر هدایت نمیكردیم خود موسی شده بود یك فرعون! یك فرعون عین خود فرعون! عین خود فرعون! هیچ هم شوخی ندارد قضیه! مقام رسالتش به حال خودش محفوظ، مقام پیغمبری به حال خودش محفوظ، اگر ما ببینیم دستش را هم میبوسیم، باید هم این كار را بكنیم، پیغمبر است، رسول خدا است. ولی وقتیكه نگاه میكنیم به حضرت موسی در ارتباط با توحید، باید یكسان ببینیم. وقتیكه سلسله مراتب میخواهد پیدا بشود، باید تعظیم كنیم. ببینید! دیدگاه در ارتباط با فرد متفاوت است. وقتی نگاه به مراتب میكنیم، باید احترام گذاشت، تعظیم كرد، دست پدر را بوسید، دست مادر را باید بوسید، انسان به بزرگتر باید احترام بگذارد، باید تكریم كند، باید رعایت حال كوچكتر را بكند، باید آداب معاشرت را آنطور كه در اسلام است و رسول خدا و ائمه سلام اللَه علیهم اجمعین بیان كردهاند، به آن نحو باید انجام بدهد، همه اینها محفوظ. اما وقتی قرار بر این است كه در مسئله توحید بخواهد مطلب اندازهگیری بشود، میبینیم آنجا همه یكسانند. چرا؟ چون فقط در آنجا خداست و بس! در آنجا دیگر كسی نمیتواند عرض اندام كند ولو به اندازه یك سرسوزن.
اینجاست كه ما میبینیم افراد در ارتباط با مسئله هدایت و مسئله سلوك برای آنها این شبهه پیدا میشود. خیال میكنند حالا كه خداوند به آنها نعمتی داده و لطفی كرده، خود اینها محلی از اعراب دارند! خود اینها هم برای خودشان كسی هستند! آقا ما آمدیم در اینجا! آقا ما فرض كنید كه داریم فلان كار را انجام میدهیم! آقا ما به مطالب فلان بزرگ داریم عمل میكنیم! ما با سایر افراد تفاوت داریم! این چه میشود؟ قضیه دارد به عكس میشود! اینكه داری عمل میكنی، چه كسی به تو توفیق داده داری عمل میكنی؟
