سِرّ تأخیر ورود حضرت سلیمان علیه السلام به بهشت
15وقتیكه مجلس خلوت شد، مرحوم آقا رو كردند به من گفتند این حالتیكه این فرد دارد همان حالتی است كه انسان از یك سالك توقع دارد، ببینید! این است! یعنی حالتیكه هیچ چیزی برای خود نمیخواهد و نمیخواهد چیزی را كم بگذارد و آن رتبه بالاتر را همیشه برای خود نگه دارد، این حالت، حالت زشت و حالت ناپسندی است، این حالت، حالت نامناسب است. خدا به تو داده تو هم بده به بقیه! این تجربه را چه كسی به تو داده؟ خدا به تو داده، خب همین را بده به بقیه! چه كم میشود؟! چه از تو كم میآید؟! لذا یك رجل الهی همیشه در اعطاء علم به دیگران، نفس آن اعطاء را هم از او میبیند و این یك مطلبی است بالاتر از تواضع.
دیده شده بعضی دوستان میآیند میگویند آقا ما كه بالای منبریم داریم برای مردم صحبت میكنیم، میبینیم خودمان كه اهل نیستیم، پس برای چه این حرفها را بزنیم، پس دیگر نگوییم! عرض من به آنها این بود و این است، حتی راجع به خود من، مگر حالا ما این حرفهایی كه میزنیم خودمان عمل میكنیم؟ ما تكلیف خودمان را روشن كنیم، نه! اینطور نیست! بسیاری از شما شاید نسبت به این مسائل شاید كه نخیر! میتوانم بگویم بالأكید یا قطعاً اهتمام بیشتر با عِرق و با حرارت بیشتر و متابعت بیشتر را در مبانی و مسائل بزرگان و اولیاء الهی دارید، این مطلب را قطعاً بنده میدانم، اینجا هم تواضع نمیكنم! شاید رفقا بدانند كه ما خیلی هم اهل تواضع نیستیم. نه! تواضعی نمیكنیم! قطعاً میدانم! اما صحبت در این است، این مقدار را میتوانیم به خودمان بپذیرانیم كه اگر یك مطلبی هست و این حق است، چرا گفته نشود؟! اگر قرار است كه چند نفر بشنوند و عمل كنند، چرا نگوییم؟! اینجا مسئله چطور میشود؟ اعطاء مسئله هم از ناحیه خود نباید باشد. خداوند این علم را قرار داده، در اینكه شكی نیست، این تجربه را قرار داده، این مطلب را در ذهن قرار داده، حالا به هر علتی و به هر واسطهای، چه از كتاب، چه از كلام بزرگان، چه از شنیدن، چه از دریافت، یا اینكه انسان خودش ادراك بكند، بالاخره این كه آمده البته نه اینكه انسان هر حرفی را هر جایی هم بزند ها، هر سخن جایی و هر نكته مكانی دارد، ولی نه، در آن مواردی كه زمینه و ظرف، مستعد است برای پذیرش و تقبل مطلب چرا انسان این مطلب را از خود بداند تا اینكه خود را سرزنش كند من كه اهل نیستم چرا بگویم؟ این از جایی آمده، این را هم به بقیه القا كن! از او بدان! واقعیت همین است! بخواهیم یا نخواهیم از اوست. چه بخواهیم چه نخواهیم، چه قبول داشته باشیم یا قبول نداشته باشیم، مطلب از اوست! ولی در مقام نفس و در مقام اثبات هم، این مطلب را ما از او بدانیم، هم تجربه را او داده و مطلب را او داده و هم القاء آن از ناحیه اوست؛ یعنی القاء این مطلب و بیان این مطلب و اعطائش هم طبعاً از ناحیه پروردگار باید باشد و این مسئله، مسئله حق است، این مسئله، مسئله درست است.

