سِرّ تأخیر ورود حضرت سلیمان علیه السلام به بهشت
16اما انسان میبینید احساس میكند وقتیكه در مقام تربیت و تزكیه قرار نگرفته، این درسها را كه میخواند، این علومی كه از ناحیه پروردگار آمده است، وقتیكه این علوم را فرا میگیرد بدون توجه به این نكته، بدون تزكیه و بدون تهذیب، نفس او به یك مرتبه جدا حركت میكند و فاصله میگیرد، به نحو اینكه چه بخواهد یا چه نخواهد این یافتهها را زحمات و كوششهای خود تلقی میكند و حساب خود را از بقیه جدا میكند!
یكی از بزرگان در نجف، كه از شاگردان مرحوم نائینی بود و از اقدم تلامذه ایشان بود و الان مطالبش و كتابهایش همه مورد استفاده است. ایشان وقتیكه میبیند كه مرحوم نائینی به شاگرد بعد از خودشان كه مرحوم آقای خویی رحمة اللَه علیه بودند، اجازه تقریر و اجازه نشر تقریرات درسشان را میدهند، به او برمیخورد! میگوید عجب! من در چه رتبهای بودم، به من اجازه دادند، حالا اینكه رتبهاش پایینتر است! دیگر نباید به او اجازه داده بشود! اجازه نشر مطلب و اجازه نشر مباحثی كه در درس فرا گرفتهاند، این اختصاص به من دارد! و با مرحوم نائینی قهر میكند! و میرود و در كوفه زندگی میكند، تا اینكه ایشان از دنیا میرود و بعد میآید در نجف!
حالا فهمیدید كه مرحوم آقا در آن نامهای كه برای مرحوم آقای خمینی در همان سنه چهل و دو نوشته بودند میفرمودند كه آقا شما باید ببینید تكلیف الهی چه اقتضا میكند و بر اساس آن تكلیف حركت كنید، و به دنبال این نباشید كه افراد بیایند و شما را تأیید كنند و متابعت كنند و چشمتان به افرادی باشد كه اینها یكی، دوتا، سهتا، دهتا، صدتا، اینها هستند و میآیند و به دنبال ما و راه ما را میگیرند! چرا؟ زیرا آنهایی كه با هزار خون دل و با هزار زحمت و با هزار كوشش آمدند به این دروس و مطالب پرداختند و بدون تهذیب و تزكیه آمدند و این علوم را فرا گرفتند، آیا اینها فرا گرفتند برای اینكه بیایند رقبه و گردن خود را تسلیم افراد دیگر كنند كه به آنها امر و نهی كنند؟! یا اینكه نه! خودشان برای خودشان صاحب مرام و مسلك و دم و دستگاهی بخواهند باشند؟! شما نباید توقع داشته باشید! راه خودتان را بروید! بسم اللَه! این راه ما این است، هر كسی آمد، آمد، هر كسی نیامد، خودش میداند! باید بر این اساس حركت كرد. اما اگر ما بخواهیم توقع خود را قرار بدهیم برای حمایت، نه! ممكن است برای انسان مواردی پیش بیاید خلاف توقع! چرا؟ چون او هم یك همچنین حالی دارد. چه فرقی بین من و بین او میكند؟! چرا من از او اطاعت كنم؟! او از من اطاعت كند! چه فرقی بین من و بین فرد دیگر دارد؟! چرا من در تحت اطاعت و در تحت امر و نهی فرد دیگری قرار بگیرم؟! چرا قرار بگیرم؟! اینجا میآید و عَلَم مخالفت بلند میكند. چطور اینكه ایشان شمهای و مختصری از این مطلب را در كتاب وظیفه فرد مسلمان آوردهاند.

