سِرّ تأخیر ورود حضرت سلیمان علیه السلام به بهشت
19راجع به هدایتی كه افراد پیدا میكنند بالاتر از مسئله علم، مسئله هدایت است، به عبارت دیگر مسئله سلوك است، این دیگر خیلی صریح و خیلی روشن خداوند میفرماید كه: ما بر افراد منت گذاشتیم كه یك فردی را از میان آنها برانگیختیم تا اینكه بیاید و به آنها تعلیم كتاب كند و حكمت بیاموزد، یعنی آنها را به آن علوم الهی و مایز بین حق و باطل آگاه كند و همینطور آنها را به تزكیه و تهذیب برساند، و در غیر این صورت وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ. صرف نظر از این قضیه قطعاً همه افراد در ضلالت و در گمراهی بودند، ما این منت را گذاشتیم. پس خداوند متعال مسئله هدایت و دستگیری را به خود نسبت میدهد، آن هم با عنوان منّت! خداوند منّت میگذارد! چرا منت میگذارد؟ چون ما قابل نیستیم. ما چه طلبی از خدا داشتیم تا اینكه در مقابل او خداوند پیغمبرش را فرستاد؟ خداوند برای ما كاغذ نوشته بود؟!
یكی از رفقا چندی پیش بود یكی دو هفته پیش میگفت: در زمان مرحوم آقا ما دائماً میرفتیم سراغ مرحوم آقا میگفتیم كه آقا چرا آنجور نشدیم؟ چرا اینطور نشدیم؟ چرا حالمان اینطور نشده؟ ایشان هم با ما بالاخره مماشات میكردند. یك روز به ما گفتند مگر خدا كاغذ به شما داده؟! كاغذ داده؟! گفت: نه! گفتند خیلی خب! بروید پی كارتان! یعنی چه اینجور نشدیم، آنجور نشدیم! ترتیب و برنامهای به شما دادهاند، مطالبی دادهاند، بگیر و برو عمل كن! تمام شد و رفت! چرا آنجور نشدیم. چرا نباید در مقابلش باشد. خدا به چرا پاسخگو نیست.
خدا منت گذاشته و توسط اولیاء الهی آن مطالبی كه برای رشد و تكامل ماست قرار داده، هم در كتبشان، هم مطالبشان، هم سخنانشان، هم تجربهشان، باید انسان بگیرد و برود عمل كند، همین! بله، یك وقتی انسان گیر دارد، نمیداند گیرش كجاست، ممكن است با افراد مشورت بكند، با افراد صحبت بكند، بگویند آقا شما فلان گیر را داری. اما اینكه هر كاری را ما بخواهیم انجام بدهیم و بعد توقع این را داشته باشیم كه ملائكه و حضرت جبرائیل امین بیایند و برای ما طاق نصرتی راه بیندازند، نه! یك همچنین خبرهایی هم نیست! مطالب و دستورات داده شده، آنها را باید گرفت، عمل كرد.

