سِرّ تأخیر ورود حضرت سلیمان علیه السلام به بهشت
23به او گفتند دولتیها دارند دنبال تو میگردند بگیرند، زدی ترتیب یكی را دیروز دادی، گذاشت فرار كرد رفت مدین. بایستی میگیرند او را میكشند. فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ القصص، ٢١ حضرت موسی علیهالسّلام البته قبل از اینكه به رسالت و اینها برسد، در حال خوف و در حال تَرَقُّب و مواظبت فرار كرد، یعنی وقتیكه داشت میآمد بیرون این طرف و آن طرف را نگاه میكرد كه یك كسی نبیند و خبر ندهد، اینطوری از مصر بیرون آمد و به طرف مدین حركت كرد. قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ گفت: خدایا من را از قوم ظالمین نجات بده! ببینید! ما آن وقت چه كار كردیم؟ منت گذاشتیم؛ آنها را به رسالت مبعوث كردیم بعد میگوییم: اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى طه، ٤٣ حالا بروید، حالا كه ما منت گذاشتیم، حالا كه شما را به این مقام رساندیم، حالا كه شما را لایق برای رسالت كردیم و لایق برای سر به سر گذاشتن با مردم كردیم، حالا بلند شوید بروید سراغ فرعون إِنَّهُ طَغى. هدایتش كنید! آن هم یكی مثل شماست، فرقی با شما ندارد! شیطان گولش زده، ضعفها و انانیت برایش جلوه كرده، خودش را عوضی گرفته، بروید! لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى طه، ٤٤ شاید آن هم پند بگیرد، شاید آن هم متوجه بشود.
حالا واقعاً دارم میگویم، خود ما یكی یكی فرعون نیستیم؟ حالا آن بیچاره آمد ادعای خدایی كرد ما خجالت میكشیم، اما در دل خود آن حالت را نداریم؟ آن حالت خودیت و انانیت و آن حالت خودمحوری و آن حالت استجلاب نفوس و آن حالت استعمار دیگران و استعباد دیگران در ما نیست؟ چرا، هست! فرق میكند، مراتب دارد، رتبه دارد. باید با توفیق الهی از خدا بخواهیم كه این برطرف بشود اما نه اینكه فقط ما به این ...
قرآن شوخی نمیكند! قرآن دارد میگوید: هر كدام شما یك فرعونی در نفستان هستید! آن ادعای پیغمبری كرد، اینكه ادعای خدایی كرد، یكی هم ادعای پیغمبری میكند! شما هم دارید ادعا میكنید! مگر عمر ادعای خدایی نكرد؟! مگر عمر ادعای پیغمبری نكرد؟! مگر نیامد در مقابل رسول خدا ایستاد و علناً مخالفت كرد؟! یعنی چه؟ یعنی تو نمیفهمی، من میفهمم دیگر! مگر بعد از زمان رسول خدا نیامد و احكام الهی را عوض كرد؟ به جای حَی عَلَی خَیرِالْعَمَل آمد گفت: الصَلاة خَیرٌ مِنَ النّوم، یا احكام متعه را عوض كرد، عمره تمتع را برداشت، نماز تراویح را كه به فرادی خوانده میشد نماز شبهای ماه رمضان مستحب است آمد آن نماز را تبدیل به نماز جماعت كرد! درحالیكه نماز مستحبی به جماعت، خواندنش حرام است! اینها همه چه بود؟ اینها همه فرعونیتی بود دیگر! من اینطور تشخیص میدهم، الان عظمت اسلام این را اقتضاء میكند! موقعیت اسلام اینجور اقتضاء میكند! من احكام الهی را عوض میكنم! واقعاً ما اینطور نیستیم؟ یعنی ما نمیخواهیم افراد به «مای» تنها جذب بشوند و مطالب را از ما بگیرند نه از كسی دیگر؟ هستیم یا نیستیم؟

