سِرّ تأخیر ورود حضرت سلیمان علیه السلام به بهشت
27اینها همهاش تظاهر است، اینها همهاش كلكهای شیطان است! همان آبی كه از صورت پیغمبر میریزد، شیطان میگوید این كار را بكن! بالاتر از این؟! او دارد تعلیم میدهد این كار را بكن! چرا؟ چون دلت به این خوش میشود، التذاذ نفسانی داری به این پیدا میكنی. آب وضوی پیغمبر مهمتر است یا كلامش كه میگوید دنبال علی برو؟ كدام مهمتر است؟ حالا فهمیدی گول خوردی؟ كدام مهمتر است؟ این دارد با همین زبانش میگوید إِنِّی تَارِك فِیكمُ الثِّقْلَینِ، علی را دستش را بالا برد گفت بعد از من این است، آن وقت تو آب وضوی پیغمبر را برمیداری؟! از هم دیگر سبقت میگیرید آن را میزنید كنار، او را میزنید كنار؟! هان؟!
یك خرده به خود بیاییم! یعنی بفهمیم و حقیقت مسئله را درك كنیم. اینها همانهایی بودند ... یك امتحان پیش میآید اینطور میشود. یك قضیه پیش میآید اینطور میشود. خیال نكنید زمان پیغمبر است، همین الان هم همینطور است! سابق هم همینطور بود! سابق هم همینطور بود!
یك روز مرحوم آقا بنده در این جریان نبودم، البته راجع به این قضیه مسائلی را بنده از ایشان شنیدهام ازجمله این جریان، البته خود بنده نبودم به اتفاق یكی از دوستان و یكی دوتا از اخوان ما رفته بودند برای زیارت حضرت عبدالعظیم. ایشان هر وقت از مشهد میآمدند به زیارت حضرت عبدالعظیم میرفتند. رفقا! زیارت حضرت عبدالعظیم را ترك نكنید كه خیر دنیا و آخرت همه ما و آنهایی كه در طهران هستند یا در مشاهد مشرفه هستند، در ارتباط و تعلق با این بزرگان است. هر ماه روز اول ماه وقتی مرحوم آقا در طهران بودند به زیارت حضرت عبدالعظیم میرفتند، آن صبح اول ماه. من ندیدم یك مرتبه ایشان ترك بكنند، و خیلی مرد بزرگواری است، بسیار مرد بزرگواری است و كرامتها و عنایاتی از حضرت عبدالعظیم نسبت به شیعیان و نسبت به افراد دیده شده ها! در آن سفری كه در نظر دارم مرحوم آقای حداد هم تشریف آورده بودند در طهران، وقتیكه مشرف شده بودیم برای زیارت حضرت عبدالعظیم، وقتی برمیگشتیم، ایشان رو به آقا كردند گفتند كه سید بزرگواری است، بسیار سید بزرگواری است. عبارت آقای حداد نسبت به ایشان بود. تعبیر بزرگان بر این است كه مرقد حضرت عبدالعظیم نور طهران است! نور طهران! این تعبیر برای این بزرگوار نقلشده.

