اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

چیستی حقیقت عزت و علو

14٬980
عنوان بصری
علو وعزت

اختصاص حقيقت عزت و علو به پروردگارمتعال. شرح فقره: و لا يطلب الدنيا تكاثراً و تفاخراً. 1 دنيا عبارتست از حقيقتي كه انسان را از مبدأ خود دور كند و بين او و توجه به پروردگار متعال حجاب قرار دهد. 2 بيان ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام نسبت به حكومت و شيوۀ حكومت‌داري حضرت. 3 بيان مراد امام صادق عليه السلام از فقرۀ ولا يطلب ما عند الناس عزّاً و عُلوّاً. 4 بيان معناي عزّت و عُلوّ و اختصاص حقيقي آن دو به پروردگار متعال. 5 توضيحي راجع به فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام در مناجات مسجد كوفه: الهي انت العزيز و اَنا الذليل و هل یرحم الذليل الا العزيز. 6 مؤثّر حقيقتي در عالم وجود پروردگار متعال مي‌باشد و همۀ صفات كماليه همچون علم و قدرت نشأت گرفته از او و مختصّ به او مي‌باشد. 7 ذكر حكايتي در ارتباط با حاصل شدن فراموشي براي يكي از علماء معروف اصول بر اثر كهولت سنّ. 8 بيان علّت و فلسفه اينكه چرا عزّت و علوّ تنها اختصاص به پروردگار متعال دارد. 9 سرگذشت ملوك و پادشاهان ظالم در طول تاريخ نشانه‌اي بارز از اختصاص صفت عزت و علّو در پروردگار متعال مي‌باشد. 10 افرادي كه علّو و استكبار را از خود ديده و به خود منتسب مي‌كنند خداوند متعال اسباب و وسايل اين گمراهي را براي ايشان بيش از پيش فراهم مي‌كند و ايشان را دچار سنت استدراج مي‌كند. 11 انساني كه كوس انانيت و استكبار او گوش جهان را كَر كرده است قدرت حفظ خويش را در مقابل يك ميكروب و ويروس ندارد. 12 تفسير آيه 26 سورۀ مباركۀ آل عمران:( قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ)

چیستی حقیقت عزت و علو

توضیحات:

اختصاص حقيقت عزت و علو به پروردگارمتعال. شرح فقره: و لا يطلب الدنيا تكاثراً و تفاخراً. 1 دنيا عبارتست از حقيقتي كه انسان را از مبدأ خود دور كند و بين او و توجه به پروردگار متعال حجاب قرار دهد. 2 بيان ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام نسبت به حكومت و شيوۀ حكومت‌داري حضرت. 3 بيان مراد امام صادق عليه السلام از فقرۀ ولا يطلب ما عند الناس عزّاً و عُلوّاً. 4 بيان معناي عزّت و عُلوّ و اختصاص حقيقي آن دو به پروردگار متعال. 5 توضيحي راجع به فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام در مناجات مسجد كوفه: الهي انت العزيز و اَنا الذليل و هل یرحم الذليل الا العزيز. 6 مؤثّر حقيقتي در عالم وجود پروردگار متعال مي‌باشد و همۀ صفات كماليه همچون علم و قدرت نشأت گرفته از او و مختصّ به او مي‌باشد. 7 ذكر حكايتي در ارتباط با حاصل شدن فراموشي براي يكي از علماء معروف اصول بر اثر كهولت سنّ. 8 بيان علّت و فلسفه اينكه چرا عزّت و علوّ تنها اختصاص به پروردگار متعال دارد. 9 سرگذشت ملوك و پادشاهان ظالم در طول تاريخ نشانه‌اي بارز از اختصاص صفت عزت و علّو در پروردگار متعال مي‌باشد. 10 افرادي كه علّو و استكبار را از خود ديده و به خود منتسب مي‌كنند خداوند متعال اسباب و وسايل اين گمراهي را براي ايشان بيش از پيش فراهم مي‌كند و ايشان را دچار سنت استدراج مي‌كند. 11 انساني كه كوس انانيت و استكبار او گوش جهان را كَر كرده است قدرت حفظ خويش را در مقابل يك ميكروب و ويروس ندارد. 12 تفسير آيه 26 سورۀ مباركۀ آل عمران:( قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ)

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

چیستی حقیقت عزت و علو

7
  • ایشان در آخر عمر بواسطه نسیان كارش به جایی رسید كه دیگر نمی‌توانست درس بگوید وقتی می‌آمد راجع به یك قضیه درس می‌گفت یك دفعه شروع می‌كرد پرت‌وپلا گفتن و می‌رفت یك جای دیگر! بعضی‌ها احترام ایشان را نگه می‌داشتند و كم‌كم ایشان را متوجه كردند كه دیگر بهتر است شما درس را تعطیل بكنید و در منزل این درس را انجام بدهید، به خاطراحترام در منزلشان می‌آمدند كه موقعیت ایشان هم محفوظ باشد و آن عادات یك مرتبه شكسته نشود و تصادم روحی برایشان پیدا نشود. كار از این هم گذشت می‌گویند وقتی از منزلش برای حرم امیرالمؤمنین می‌آمد در بازگشت كوچه اش را فراموش می‌كرد كه از كدام كوچه درآمده! این مسائلی كه نقل می‌كنم، اینها برای ما عبرت است.

  • این را بنده خودم از مرحوم آقا شنیدم كه ایشان فرمودند كه در مسجد كوفه به اتفاق یك عده دعوت كردند حالا افطاری بود ناهاری بود حالا هرچه بود ایشان (مرحوم حاج میرزا حبیب اللَه رشتی) هم در آنجا بود. وقتی كه رفتند یك ماستی در آنجا بود خیلی شیرین بود، گفتند: آقا این ماست خیلی ماست شیرینی است. ایشان انگشتش را زد توی ماست بعد این یكی را لیسید گفت: بله بله خیلی شیرین است! این را خود ایشان می‌فرمود. اینها شوخی نیست یعنی انسان می‌رسد به اینجا، حالا انسان همین را با ده سال قبلش ملاحظه كند، این دو تا عكس را بگذارد در كنار هم، آن كسی كه بالای منبر وقتی‌كه وارد بحث می‌شود آنچنان وارد می‌شود كه اصلًا معلوم نیست از كجا سر در می‌آورد تا این كه این انگشت را می‌زند داخل ماست این یكی را می‌گذارد توی دهانش! به این وضعیت به اینجا می‌رسد آدم. این را كه دیگر همه می‌گویند كه زغال دستش می‌گرفت وقتی بیرون می‌آمد سركوچه علامت بزند كه متوجه باشد داخل این كوچه برود كوچه بعدی نرود. وقتی می‌آمد نگاه می‌كرد می‌گفت: این علامت را من زدم یا یكی دیگر! یعنی این عمل خودش را هم یادش می‌رفت كه این علامت از ناحیه من است شك می‌كرد كه این زغال را من برداشتم یا اینكه یكی تو جیب من گذاشته!

/