چیستی حقیقت عزت و علو
16انشاءاللَه سعیام بر این است كه حالا در این جلسات آتیه تا یك مدتی قدری حالم مساعدتر بشود، این جلسات به همان یك ساعت و یكساعت و خوردهای تمام بشود تا انشاءاللَه بعداً اگر یك قدری مجال بیشتری پیدا شد بتوانیم بیشتر باعث تسدیع اوقات رفقا و دوستان بشویم.
انشاءاللَه خداوند ما را موفق كند و توفیق بدهد بر اینكه بتوانیم به آنچه كه رسیدیم عمل كنیم و فهم بیشتر و توفیق اطاعت و پیروی از دستورات الهی و اولیاء خدا منهاج و روش آنها، روشی كه ضرر نكردند و دست خالی از این دنیا نرفتند و خداوند توفیق داد كه این سرمایه را در راه صلاح و در راه كمال صرف كنند و شیطان و جنود ابالسه و دنیا و جوانب و شرایط و قرائن و مقارنات و محیط و وسوسه خناسها و شبهات شبهافكنان و این اموری كه موجب بشود انسان از خودش دور بشود و از خدا دور بشود و حقیقت را گم كند و به بیراهه برود، بیراهه برود و یك مرتبه بگویند: ناگهان بانگی برآمد خواجه رفت.
به قول خواجه شیراز، دیوان حافظ را فراموش نكنید رفقا! خیلی قشنگ میگوید:
به پادشاهی عالم فرو نیارد سر *** اگر ز سرّ قناعت خبر شود درویش1 بفهمد در این قناعت چه اكسیری است و چه گوهری است و چه جوهری است استانداری و فرمانداری و دهداری و بخشداری و ... پادشاهی كشور و تمام عالم را بیایند به او بدهند میخندد، نه اینكه میگوید برو پی كارت، میخندد. بچه داری گول میزنی، بچه داری فریب میدهی! چه كسی این حرف را میزند؟ خواجه، خدا رحمتش كند. واقعاً اشعارش برای ما هركدام یك تابلو و یك اسوه است و یك دستورالعمل است؛ چون خودش رفته رسیده است، خودش رسیده میگوید: ما رفتیم و حالا داریم به شما راه را نشان میدهیم.
به پادشاهی عالم فرو نیارد سر *** اگرزسّرقناعت خبرشود درویش - ديوان حافظ، اشعار منتسب، شماره ١٥.

