دلایل خستگی و عدم توجه در عبادت
13جنید بغدادی: به وسیلۀ ذکر، از خدا غافل شدی!
جُنیِد از جایی میگذشت، دید شخصی دارد ذکر میگوید، گفت: «إشتغَلتَ بالذِّکرِ عَنِ المَذکُورِ؛ تو به ذکر مشغول شدی امّا آن مذکور را فراموش کردی!»1
ذکر آن است که با مذکور باشد و یاد محبوب را برای انسان بیاورد؛ نه اینکه انسان اشتغال به ذکر کند و آنوقت حقیقت ذکر را فراموش کند! مثل اینکه تخم مرغی برای انسان میآورند و انسان کاملاً حقیقت آن را در میآورد و میگذارد در نعلبکی، و پوستش را میخورد! اینطوری میشود دیگر!
خدایا تو مرا در مقام کاذبین دیدی؟! دیدی که ادّعاهای من درست نیست و دروغ است! ادّعا میکنی چنین و چنان، ادّعا میکنی:
ستارهای بدرخشید و شمع مجلس شد *** دل رمیدۀ ما را انیس و مونس شد2 کجاست انیس و مونس؟! ما خدا را دور میکنیم! مینشینیم شعرهای خوب و دلربا میخوانیم، امّا باطن ما یک جای دیگر است، و دنبال چیز دیگری میرود. دعا میخوانیم، نماز میخوانیم، مناجات میکنیم؛ ولی دل جای دیگر است. تو مرا در مقام و موقف کاذبین یافتی، «فرَفَضتَنی؛ مرا دور انداختی!»
دیگر از علتها، ناسپاسی نعمتها
أو لَعَلَّکَ رَأیتَنی غَیرَ شاکِرٍ لِنَعْمائِکَ فَحَرمتَنی؛ «یا اینکه مسئله چیز دیگری است؛ تو مرا شاکر نعمتهایی که به من دادی نیافتی، بنابراین مرا محروم کردی!»
چون فرمودی که:
﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡ وَلَئِن كَفَرۡتُمۡ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٞ﴾؛3 «اگر شکرانۀ نعمت مرا بجا بیاوری، من آن نعمت را بر شما زیاد میکنم! (لازمۀ شکر نعمت، زیاد شدن نعمت است و لازمۀ کفران نعمت، محرومیّت است) اگر کسی کفران نعمت کند، محروم میشود!»
نه فقط نسبت به خدا، بلکه نسبت به تمام خلائق هم همینطور است! اگر کسی به شما احسان کرد و شما شکر او را بجا آوردید، او دوست دارد دو مرتبه احسان کند؛ امّا اگر نه، شکر او را بجا نیاوردید و از او تشکّر نکردید، دیگر به شما نمیدهد. مگر دیوانه است؟! زحمت بکشد و به شما احسانی بکند و شما عوض تشکّر، پسگردنیاش بزنید یا لااقلّ اخمی بکنید؟! این کار را نمیکند! انسان هم که دیوانه نیست!
- الکشکول، شیخ بهائی، ج ٣، ص ١٣.
- دیوان حافظ، غزل ٢٢٩.
- سوره إبراهیم (١٤) آیه ٧.

