اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عزت و علو پروردگار متعال‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری
علو وعزت

اختصاص حقيقت عزت و علو به پروردگار متعال. شرح فقره: و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً. 1 در چه صورت انسان مي‌تواند به مرتبه‌اي برسد كه محكوم امور اعتباري عالم دنيا و تعلّقات آن نشود. 2 توضيحي راجع به فرمايش امام صادق عليه السلام در اين فقرۀشريفه: ولا يطلب ما عند الناس عزَّاً و عُلوّاً. 3 ذكر حكايتي در ارتباط با فردي كه از مرحوم علّامه تقاضاي دستگيري و موعظه را داشت. 4 تفسير آيۀ شريفه (وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ ) 5 افراد زرنگ و رند كساني هستند كه قبل از پيش آمدن فِتَن و حوادث مختلف خود را در مجراي آن واقعه احساس كرده نسبت به ضرر و فايده و خيريت و شرّيت آن به تأمل و تفكر بپردازند. 6 توضيحي راجع به فرمايش مرحوم علّامه طهراني: كفي للمرء اَن يكون محاسباً لنفسه. 7 كيفيت نفوذ شيطان در امور عبادي و الهي افراد و مكر و حيلۀ او در فريب ايشان. 8 سبقت گرفتن برخي از صحابه از يكديگر در رفتن به سقيفۀ بني ساعده براي تعيين خليفه و اشتغال اميرالمؤمنين عليه السلام به مسائل تكفين و تدفين پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم‌ در آنوقت. 9 حقيقت ظلماني شرك و نفاق در بعضي از موارد بصورت اقامۀ شعائر ديني و اشاعۀ اسلام و گسترش آن جلوه مي‌كند. 10 خليفة ثاني در ارتباط با اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي گوید: لا اُتّحمَّله حيّاً ولا ميّتاً.

عزت و علو پروردگار متعال‏

5
  • وَ لا یطلُبُ ما عِندَ النّاسِ عِزّاً وَ عُلُوّاً. اما رفقا به شما بگویم، آنهایی كه زرنگ‌اند، آنهایی كه رندند، آنهایی كه اهل معنا و توجه هستند، قبل از اینكه حادثه‌ای بخواهد برای آنها بیاید كه آنها را مشغول كند، خودشان را نگه می‌دارند. فرض می‌كنند این جریان نیامده، بنشینند فكر كنند، این حادثه و این واقعه چقدر به درد آنها می‌خورد و چقدر به درد نمی‌خورد؟ چقدر فكر آنها را می‌گیرد یا نمی‌گیرد؟ چقدر به آنها اصلًا ارتباط دارد؟ اصلًا ارتباط دارد با آنها یا ارتباط ندارد؟ وقتی جرقه می‌زند كه جرقه بر همه خواهد خورد و كسی نمی‌تواند روز قیامت بگوید به من جرقه نخورد، هیچ‌كس نمی‌تواند بگوید!

  • در آخر آن مطلب وقتی‌كه ایشان اصرار كرد مرحوم آقا یك جمله گفتند: كَفی لِلمَرءِ مُحاسِباً لِنَفسِه؛ خیلی خوب جوابشان را دادند، خیلی. رنگش چنان قرمز شد، چنان قرمز شد. سرش را انداخت پایین، اینجا دیگر آن سرش را انداخت پایین! كافی است كه انسان خودش محاسب كار خودش و محاسب نفس خودش باشد. بازی در نیاور جلوی ما! این‌جوری هستیم، آن‌جوری هستیم. بنشین فكر كن قشنگ. شما علم داری، شما عقل داری، شما درایت داری، شما انسان هستی و می‌توانی كار خودت را به محك بیاوری، خودت را به جای بقیه بگذار آن وقت قضاوت كن، ببین اگر تو به جای بقیه بودی و بقیه به جای تو بودند چه قضاوت می‌كردی؟ حالا این موقعیت به تو مجال نمی‌دهد كه به خود بیندیشی، این موقعیت به تو اجازه نمی‌دهد كه به فكر خودت باشی، خودت را بگذار جای بقیه!

  • كَفی لِلمَرءِ مُحاسِباً لِنَفسِه؛ كافی است، دیگر نیاز نداری. نه نیاز به جبرائیل داریم، نه نیاز به‌میكائیل و خدا داریم! هیچ! بیخود هم خدا را نكشیم وسط! نه، فرض‌كنیم اصلًا خدایی هم وجود ندارد! هر شخص در وجدان خودش می‌تواند كار خودش را به محك قرار بدهد و به محك بیاورد. اگر بخواهد این كار را بكند، خدا هم می‌آید كمكش می‌كند، جبرائیل را می‌فرستد كمك می‌كند، آن ملائكه‌ای كه ملائكه‌رزق هستند، رزق او را در این‌موقع كه علم و ادراك و تنبّه هست برای او می‌آورند. اگر دروغ بگوید به جای آن ملائكه جناب شیطان تشریف می‌آورد! او آن وقت می‌گذارد، او آن وقت در ذهن می‌گذارد كه این كار را بكن، این كار را بكن! یعنی چه این كار را بكن؟ نمی‌گوید برو شراب بخور، قمار بكن، شطرنج بازی كن، نه! می‌گوید برو به صورت الهی و به صورت خدایی كارهایت را عرضه بكن! اینجا را می‌زند! اینجا را می‌زند! پس چه؟! آلات قمار بیاورد برای یك همچنین فردی بخواهد قرار بدهد؟! البته اگر حلال نشده باشد! آن بلند می‌شود می‌آید همان‌جا و از همان‌موقعیتی كه كار اوست و نفس او با آن اشتغال دارد، از همان‌جا وارد می‌شود.